جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۴۰۶ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم جلال الدین محمد مولویمن چنان مردم که بر خونی خویشنوش لطف من نشد در قهر نیش
- بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست جلال الدین محمد مولویابرها گندم دهد کان را بجهدپخته و شیرین کند مردم چو شهد
- بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود جلال الدین محمد مولویهین مگردان خو که پیش آید خللدر دِماغ و دل بزاید صد علل
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویبشنو اکنون داد مهمان جدیدمن همی دیدم که او خواهد رسید
- بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام جلال الدین محمد مولویگفت عیسی چون نخوردی خون مردگفت در قسمت نبودم رزق خورد
- فصل بیست و یکم - الاصل ان یحفظ ابن چاوش حفظ الغیب جلال الدین محمد مولوی… هّ ملکه انه رجل کبیر عظیم و فی وجه ظاهر و اقلّ الاشیاء من یوم جئت فی خدمة مولانا ماسمعته یوما یسمیّ اسمکم الاّ سیدّنا و مولانا و ربنّا و خالقنا قط ماغیر هذه العبارة یومامن الایام الیس ان اغراضه الفاسدة حجبه عن هذا و الیو …
- بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را جلال الدین محمد مولویترک خدمت خدمت تو داشتمتا به غربت تخم حیلت کاشتم
- بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت جلال الدین محمد مولویمن نخواهم عشوهٔ هجران شنودآزمودم چند خواهم آزمود
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است جلال الدین محمد مولویکه نه چربِش دارد و نه نوش اوسِحر خواند، میدمد در گوش او
- بخش ۳۴ - در صفت آن بیخودان کی از شر خود و هنر خود آمن شدهاند کی فانیاند در بقای حق همچون ستارگان کی فانیاند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد جلال الدین محمد مولویآنچنان ابری نباشد پردهبندپردهدر باشد به معنی سودمند
- بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن جلال الدین محمد مولویگرچه سر بر پا نهادن خدمت استپیش آن خدمت خطا و زلت است
- هفتم جلال الدین محمد مولویاز عشق پیش دوست ببستم دمی کمرآورد تاج زرین بر فرق من نهاد
