جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۴۶۶ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیهالسلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام جلال الدین محمد مولویگفت صدق دل بباید کار راورنه یاران کم نیاید یار را
- بیست و یکم جلال الدین محمد مولویچون بیامد رخ تو بر فرس دل شاهیمچون بیامد قدحت، صاف شویم ار دردیم
- بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها جلال الدین محمد مولویورنه خود اشفقن منها چون بدیگرنه از بیمش دل که خون شدی
- بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان میداد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن میکوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر میدیدند منکر و آن برکت را نمیدیدند همچون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید جلال الدین محمد مولویروی از نقاش رو میتافتیچون ز نقشی انس دل مییافتی
- فصل شصت و یکم - بعضی گفتهاند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولوی… از دام صورت و کندهٔ قالب بجهد کی آنجا ماند؟ حق تعالی آن را برای تخویف دلها و تجدید تخویف نشانی ساخت تا مردم را از وحشت گور و خاک تیره ترسی در دل پیدا شود، همچنانکه در راه چون کاروان را در موضعی میزنند ایشان دو سه سنگ …
- بخش ۳۶ ابوالقاسم فردوسیسپهدار گودرز با دودمانز بهر دل من چو آتش دمان
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیبه فرزانگان گفت کین دشت رزمبه دل مر مرا چون خرامست و بزم
- بخش ۳۱ ابوالقاسم فردوسیزمانش چنین بود نگشاد چهرمرا دل پر از درد و سر پر ز مهر
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیچو در جوشن افراسیابش بدیدتو گفتی که هوش از دلش بر پرید
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیدل کهرم از پاسبان خیره شدروانش ز آواز او تیره شد
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیخداوند پیروز یار تو باددل زیردستان شکار تو باد
- بخش ۱۹ ابوالقاسم فردوسیبخراد برزین وشاپور شیرچنین گفت پس شهریار دلیر
