جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۵ از ۶۴۷
- بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد جلال الدین محمد مولویزاغ چون بشنود آمد از حسدبا سلیمان گفت کو کژ گفت و بَد
- بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست جلال الدین محمد مولویتا بدانی که تن آمد چون لباسرو بجو لابِس، لباسی را ملیس
- بخش ۱۰ - گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی جلال الدین محمد مولویفعل و قول آمد گواهان ضمیرزین دو بر باطن تو استدلال گیر
- بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجد جلال الدین محمد مولویتا یکی مهمان در آمد وقت شبکو شنیده بود آن صیت عجب
- بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا جلال الدین محمد مولویموسی آمد در مناجات آن سحرکای خدا ایمان ازو مستان مبر
- رباعی شمارهٔ ۸ خیام نیشابوریابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریستبی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
- رباعی شمارهٔ ۳۴ خیام نیشابوریدر دایرهای که آمد و رفتن ماستاو را نه بدایت، نه نهایت پیداست
- بخش ۱۶ - حکایت خیام نیشابوری… یکی خویدزار جو بگذشت. خوید را آب داده بودند و آب از کشتزار بیرون میآمد و راه میگرفت و ماه فروردین بود. فرمود که آن آب از جو بیرون میآید. یک کوزه پر کردند تا بخورد و گفت جو دانهای مبارک است و خویدش خویدی خجسته و آب …
- بخش ۲۸ - حکایت خیام نیشابوریفخرالدوله برادر پناخسرو آنگاه که بگریخت و بنشابور آمد صاحب زبان بر وی دراز کرد، و بنامها وی را نکوهید و عاقش خواند، وی فصلی نبشت و بصاحب فرستاد، و گفت ترا شمشیر و مرا قلم فانظر ایهما اقوی، صاحب در جواب نبشت السیف اقوی و …
- رباعی ۶۱ خیام نیشابوریابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریستبی بادهٔ گُلرنگ نمیشاید زیست
- شمارهٔ ۳۵ صائبمرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمدپر برآورد (و) کنون شوق پریدن دارد
- تکبیت شمارهٔ ۶۳ صائباز همان راهی که آمد: گُل، مسافر میشودباغبان، بیهوده میبندد، دَرِ گُلزار را
