جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۰۱ از ۱٬۹۵۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان وحشی بافقیاز آنرو شد به آبادی بدل ویرانی کرمانکه دارد بانیی چون عدل نواب ولی سلطان
- بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین وحشی بافقیوزان پس با هزاران دلستانیشد آن مه بر سر شیرین زبانی
- بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند وحشی بافقیاگر نه رحمتت کردی قلم تیزکه دیدی اینهمه نقش دلاویز
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقیبهار دلکش و باغ معانیچنین پیدا کند راز نهانی
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقیاداها در بیان دلربایینگهها گرم حرف آشنایی
- بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله اقبال لاهوریچشم تو از پردگیها محرم استدل میان سینهات جام جم است
- بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود اقبال لاهوریهست دارای دل و غافل ز دلتن ز تن اندر فراق و دل ز دل
- شمارهٔ ۳ - مجلس سوم سعدی شیرازی… یفرماید که هر کس که بامداد سر از جامه خواب بردارد و غم دین بود که در دل او بود، و اندوه اسلام بود که در سینهٔ او بود، و عشق حق تعالی بود که در جان او باشد، حق جل و علا به حکم کرم و فضل، عنایت ازلی را بفرستد تا کفایت اب …
- شمارهٔ ۵ - در تربیت یکی از ملوک گوید سعدی شیرازیمعلوم شد که خسرو عادل دام دولته قابل تربیت است و مستعد نصیحت.
- بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا جلال الدین محمد مولویزشتی اعمال و شومی جحودراه توبه بر دل او بسته بود
- بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله جلال الدین محمد مولویهمچو این دو چشمهٔ چشم روانهست در حکم دل و فرمان جان
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولویدر مهندس بین خیال خانهایدر دلش چون در زمینی دانهای
