جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۱۵۱ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ جلال الدین محمد مولویدریای عشق را دل من دید ناگهاناز من بجست در وی و گفتا مرا بیاب
- رباعی شمارهٔ ۳۱۰ جلال الدین محمد مولویگفتم که ترا شناسم آنگه میرمگفتا که شناسای مرا مردن نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۶ جلال الدین محمد مولویچون در سرشان جایگهِ پند ندیدپای همه بوسید و رَهِ خویش گرفت
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ جلال الدین محمد مولویهمچو ماهی مانده در دام جهان زان بحر دوروانگهان پنداشته خود را که اندر شست نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۳ جلال الدین محمد مولویما را بدم پیر نگه نتوان داشتدر خانهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ جلال الدین محمد مولویشهر، غلبیرگهی دان که شود زیر و زبردست غلبیرزنش سخره صاحب بلدست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۴ جلال الدین محمد مولویاز دست فتاد ناگهان و بشکستجامی چه زید میانهٔ چندین مست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۹ جلال الدین محمد مولویدرقلزم نیستی خود غوطه بخوردآنگه پس از آن در اناالحق میسفت
- رباعی شمارهٔ ۴۲۷ جلال الدین محمد مولویناگه ز درم درآمد آن دلبر مستجام می لعل نوش کرده بنشست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۰ جلال الدین محمد مولوینی بیزر و زور شه سپه بتوان داشتنی بیدل و زهره ره نگه بتوان داشت
- رباعی شمارهٔ ۴۳۳ جلال الدین محمد مولویهر جان عزیز کو شناسای رهستداند که هر آنچه آید از کارگه است
- رباعی شمارهٔ ۴۵۱ جلال الدین محمد مولویخورشید چو با بنده عنایت داردعیبی نبود که بنده بیگه خیز است
