جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۶۱ از ۱٬۹۵۷
- (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او عطار نیشابوریبعدل و داد امیری پاک دین بودکه حد او فلک را در زمین بود
- بخش ۳۴ - ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز عطار نیشابورییحیی گفت: خوشتر از این ده، دل آنکس است که ازین ده فارغ است. استغنی بالمَلِک عن المُلک.
- حکایت شیخ سمعان عطار نیشابوریهرکه دل در زلف آن دلدار بستاز خیال زلف او زنار بست
- بخش ۳۰ - نشستن بهرام روز چهارشنبه در گنبد پیروزه رنگ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم پنجم نظامی گنجویگوید از راه عشقبازی اوداستانی به دلنوازی او
- بخش ۱۴ - حكایت عیسی علیه السلام با جهودان عطار نیشابوریدرنگر تا این خسان از بهر منچه همی جویند ازدل قهر من
- بخش ۹۴ - ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر عطار نیشابوری… ود خاصه در فقر از این جهت بود که گفتهاند هر جاکه سخن ابوسعید رود همه دلها را وقت خوش شود زیرا که از ابوسعید با وجود ابوسعید هیچ نمانده است و او هرگز من و ما نگفت؛ همیشه ایشان گفت. من و ما به جای ایشان میگویم تا سخن فهم …
- بخش ۱۶ - قول پانزدهم- اندر صانع عالم جسم که چیست ناصرخسرو قبادیانی… بر آن است، از بهر آنکه خدای تعالی همی گوید: مر قرآن را روح الامین بر دل رسول فرود آمد تا او به زبان تازی مردمان را بترسانید از خدای تعالی، بدین آیت که همی گوید (،قوله): (و انه لتنزیل رب العلمین نزل به الروح الامین علی …
- بخش ۶۱ - در نمودار سرّ اعیان کل فرماید عطار نیشابوریبدو گفت آدم ای جان و دل منبمن بگذار اینجا مشکل من
- بخش ۱۵ - جواب عیسی علیه السلام سبیحون را عطار نیشابوریجوهری از نور خود پیدا بکردبس دلی کز شوق خود شیدا بکرد
- بخش ۲۴ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریاز آن حضرت زمستان را نظر کندل و جانت دگر زین سر خبر کن
- بخش ۸۴ - ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمةالله علیه عطار نیشابوری… گویند از فرغانه بود وبواسطهٔ نشستی و بهمهٔ انواع محمود بوده و بر همهٔ دلها مقبول و تا صاحب نفسی نبود بعداوت او بیرون نیامد عباراتی غامض داشت و اشاراتی مشکل و معانی بدیع و عجیب و کلماتی بلند تا هر کسی را مجال نبودی گرد آن …
- بخش ۹ - ذکر رابعه عدویه رحمة الله علیها عطار نیشابوری… ریست. رابعه را دید سر به سجده نهاده بود و میگفت: الهی تودانی که هوای دل من در موافقت فرمان توست و روشنایی چشم من در خدمت درگاه توست. اگر کار به دست منستی یک ساعت از خدمت نیاسایمی ولکن هم تو مرا زیر دست مخلوقی کرده ای.
