جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۶۷ از ۱٬۹۵۷
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیصاحبدلی بشنید و گفت: ختمش به علت آن اختیار آمد که قرآن بر سرِ زبان است و زر در میانِ جان.
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیصاحبدلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسانتر است که بقّال را به دِرَم.
- شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیامیر ظالم جاهل که خون خلق خوردچگونه عالم و عادل شود به قول خطیب
- رباعی شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازیهشیار سری بوَد ز سودای تو مستخوش آن که ز روی تو دلش رفت ز دست
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیمنجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت:
- شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیترسم که بنفشه آب سیبت ببردبازار جمال دلفریبت ببرد
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیناخوشآوازی به بانگِ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همیدهی؟ گفت: از بهرِ خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیدَلْقت به چه کار آید و مِسْحیّ و مُرَقَّع خود را ز عملهایِ نکوهیده بری دار
- شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیغمخواری دوستان خدا رادلداری دشمنان مدارا
- حکمت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیخشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازی… ایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.
- قطعه شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیصاحبدلی به تربیتم گفت زینهارغوغا مکن که دوست ندارد نفیر تو
