جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۱۶۶ از ۵۲۵
- بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود جلال الدین محمد مولویخاکْ قارون را چو فرمان در رسیدبا زر و تختش به قعرِ خود کشید
- بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی جلال الدین محمد مولویزین درخت آن برگ زردش را مبینسیبهای پختهٔ او را بچین
- بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد جلال الدین محمد مولویاو گمان برده که لشکر میکشیدبهر اهل بیت او زر میکشید
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است جلال الدین محمد مولویزر اگر پنجاه اگر شصتت دهدماهیا او گوشت در شستت دهد
- بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن جلال الدین محمد مولویاز فقیرستت همه زر و حریرهین غنی را ده زکاتی ای فقیر
- بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیهالسلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیهالسلام جلال الدین محمد مولویزر کان بود آب و گل ما زرگریمکه گهش خلخال و گه خاتم بریم
- بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیهالسلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری میشوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان جلال الدین محمد مولویگفت رحمت گر همیآید بروزر بده بستانش ای اکرامخو
- بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد جلال الدین محمد مولویپیش او یکسان شده بد خاک و زرزر چه باشد که نبد جان را خطر
- بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند جلال الدین محمد مولویرونقت را روز روز افزون کنمنام تو بر زر و بر نقره زنم
- بخش ۳۲ ابوالقاسم فردوسیچو رستم پدید آمد و زال زرهمان موبدان فراوان هنر
- بخش ۳۰ ابوالقاسم فردوسیهمه پهلوانان شدند انجمنبزرگان فرزانه و رای زن
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیز شادی بسی زر برافشاندندابر پهلوان آفرین خواندند
