جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۶۷۱ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوار جلال الدین محمد مولویغن لی یا منیتی لحن النشورابرکی یا ناقتی تم السرور
- بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پایمرد و آن غریب وامدار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پایمرد خواجه را الی آخره جلال الدین محمد مولوینیمشب بگذشت و افسانه کنانخوابشان انداخت تا مرعای جان
- بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان جلال الدین محمد مولویکز شعاع آفتاب پر ز نورغیر گرمی مینیابد چشم کور
- بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی جلال الدین محمد مولویبا چنین تقوی و اوراد و قیامطالب خاصان حق بودی مدام
- بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او جلال الدین محمد مولویموسیی فرعون را با رود نیلمیکُشد با لشکر و جمع ثقیل
- بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل جلال الدین محمد مولویخویش در آیینه دید آن زشت مردرو بگردانید از آن و خشم کرد
- بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیهالسلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا جلال الدین محمد مولویناگهانی خود عسس او را گرفتمشت و چوبش زد ز صفرا ناشکفت
- بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه جلال الدین محمد مولویچونک خرگوشی برد شیری به چاهچون نیارد روبهی خر تا گیاه
- بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ جلال الدین محمد مولویتو چو عزم دین کنی با اجتهاددیو بانگت بر زند اندر نهاد
- بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ را جلال الدین محمد مولویاسپ را بفروخت چون بشنید مردپیش سگ شد آن خروسش رویزرد
- بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر جلال الدین محمد مولویچون نباشد نور دل دل نیست آنچون نباشد روح جز گِل نیست آن
- بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید جلال الدین محمد مولویچون شنید اینها دوان شد تیز و تفتبر در موسی کلیم الله رفت
