جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۶۷۵ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۹۶ - گفتن موسی علیهالسلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان جلال الدین محمد مولویگفت آن یک که بگویی آشکارکه خدایی نیست غیر کردگار
- بخش ۵۲ - سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان میخوانند و با آب حیات ابدی جلال الدین محمد مولویبلک از چفسیدگی در خان و مانتلخشان آید شنیدن این بیان
- بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی جلال الدین محمد مولویگفت پیغامبر که معراج مرانیست بر معراج یونس اجتبا
- بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن جلال الدین محمد مولویشاه را دَر خانهٔ بِیذَق نَهَداین چُنین باشَد عَطا که اَحمَق دَهَد
- بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را جلال الدین محمد مولویبعر را ای گندهمغز گندهمخزیر بینی بنهی و گویی که اخ
- بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را جلال الدین محمد مولویهر درونی که خیالاندیش شدچون دلیل آری خیالش بیش شد
- بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصهٔ شاهزاده و ملازمت او در حضرت شاه جلال الدین محمد مولویآمده در خاطرش کین بس خفیستاین همه معنیست پس صورت ز چیست
- فصل شصت و سوم - هر علمی که آن به تحصیل و کسب در دنیا حاصل شود جلال الدین محمد مولویهر علمی که آن به تحصیل و کسب در دنیا حاصلشود آن علم ابدان است و آن علم که بعد از مرگ حاصلشود آن علم ادیان است، دانستن علم اَنَاالحق علم ابدان است، اَنَاالحق شدن علم ادیان است. نور چراغ و آتش را دیدن، علم ابدان است، سوخ …
- بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ جلال الدین محمد مولویگر پشیمانی برو عیبی کندآتش اول در پشیمانی زند
- بخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا جلال الدین محمد مولویای بهدَه دست آمده در ظلم و کینگوهرت پیداست حاجت نیست این
- بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک جلال الدین محمد مولویگریه و خنده غم و شادی دلهر یکی را معدنی دان مستقل
- بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را جلال الدین محمد مولویکاروانی راه گم کرد و کشیدسوی کوه آن ممتحن را خفته دید
