جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۹۴۱ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه سعدی شیرازیبه مقصوره در پارسایی مقیمزبانی دلاویز و قلبی سلیم
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویهر بره گوش شیر گرفته ز عدل اوهر ذره گشاده دهان در ثنای او
- فصل بیست و هشتم - قال الجراّح المسیحی شرب عندی طایفةٌ جلال الدین محمد مولوی… ةَّ قلت انت اذا وجدت و ورثت من ترکة ابیک ذهباً قلباً اَسود فاسداً ماتبدله بذهب صحیح المعیار صافیاً عن الغل و الغش بل تأخذ القلب و نقول وجدنا هذا اوبقیت من ابیک یداً شلآءِ و وجدت دوآءُ و طبیباً یصلح یدک الاشل ماتقبلُ و تق …
- بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود جلال الدین محمد مولویزهرههای پردلان هم بر درَدنی رود ره، نی غم کاری خورد
- بخش ۶۳ - مثل جلال الدین محمد مولویگاو طبعی زان نکوییهای زفتاز دلت در عشق این گوساله رفت
- بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شهزاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمیبچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده جلال الدین محمد مولویبا وجود زال ناید انحلالدر شبیکه و در بر آن پر دلال
- بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضلترست و عزیزتر و شریفتر و مکرمتر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او جلال الدین محمد مولویآن خلیفهزادگان مقبلشزادهاند از عنصر جان و دلش
- فصل سی و سوم - دیدمش بر صورت حیوان وحشی و علیه جلد الثعلب جلال الدین محمد مولوی… الدّرج فرفع یده و یقفز کذا و کذا ثم رأیت جلال. التبریزی عنده علی صورة دلة فنفر فاخذته و هو یقصد ان یعضنی فوضعت راسه تحت قدمی و عصرته عصرا کثیرا حتی خرج کل ما کان فیه ثم نظرت الی حسن جلده قلت هذه یلیق ان یملأ ذهبا و جوهرا …
- بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت جلال الدین محمد مولویچون گواهی بندگان مقبول نیستعدل او باشد که بندهٔ غول نیست
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسیز لشکر گزین کرد بهرام شیرسپاهی جهانگیر وگرد و دلیر
- بخش ۴۲ ابوالقاسم فردوسییکی شاه کابل دگر هند شاهدگر شاه سندل بشد با سپاه
- بخش ۲۷ ابوالقاسم فردوسیزبر چون بهشتست و دوزخ به زیربد آن را که باشد به یزدان دلیر
