جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۲۰۲ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولویروزی برون آیم ز خَود، فارغ شوم از نیک و بدگویم صفات آن صَمَد، با نُطقِ در انبار من
- بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد جلال الدین محمد مولویآن خراسی میدود قصدش خلاصتا بیابد او ز زخم آن دم مناص
- بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور جلال الدین محمد مولوینبض او بگرفت و واقف شد ز حالکه امید صحت او بد محال
- بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت جلال الدین محمد مولویآن یکی گفتش که: از بدگوهرییاد ناوردی تو حقِ مادری؟
- بیست و سوم جلال الدین محمد مولویزین شعلهای معتمد، سر دل هر نیک و بدچون موی اندر شیرشد، پیدا مثال یوم دین
- بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببین جلال الدین محمد مولویچون یکی حس در روش بگشاد بندما بقی حسها همه مبدل شوند
- بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویاول او بُد برگافشان بَرّه راگشت مُعْجِزْ آن گروه غَرّه را
- بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها کی خواجهاش از تعصب جهودی به شاخ خارش میزد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمیجوشید ازو احد احد میجست بیقصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بیقصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود همچون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی جلال الدین محمد مولویکه چرا تو یاد احمد میکنیبندهٔ بد منکر دین منی
- بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او جلال الدین محمد مولویمر سگان را چون وفا آمد شعاررو سگان را ننگ و بدنامی میار
- بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را جلال الدین محمد مولویاز تو رُستهست اَر نکویست اَر بَدستناخوش و خوش، هر ضمیرت، از خودست
- بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بیخود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بیدستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره جلال الدین محمد مولویکلکم راع بداند از رمهکی علفخوارست و کی در ملحمه
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویهمچنان این قوت ابدال حقهم ز حق دان نه از طعام و از طبق
