جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۲۱۰ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۲۱ - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمیدانم ازین آشفتهٔ بیدل چه میخواهی نمیدانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی میدانی و جواب مطرب امیر را جلال الدین محمد مولویمیندانم که چه خدمت آرمتتن زنم یا در عبارت آرمت
- بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزمفروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی میبری با آن رنجی قرینست کی آن را نمیبینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام ماندهای تمنی میبری کی کاشکی با آن دانهها رفتمی پنداری کی آن دانهها بیدامست جلال الدین محمد مولویشب ز درد پشت و از جوع شکمآرزومندم به مردن دم به دم
- بخش ۴ - التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام جلال الدین محمد مولویعمرها بایست تا دم پاک شدتا امین مخزن افلاک شد
- بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا جلال الدین محمد مولویور سگی آید غریبی روز و شبآن سگانش میکنند آن دم ادب
- بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی جلال الدین محمد مولویگرچه کشتی بشکند تو دم مزنگرچه طفلی را کشد تو مو مکن
- بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل جلال الدین محمد مولویاین قدر عقلی که داری گُم شودسَر که عقل از وی بپرّد دُم شود
- بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین جلال الدین محمد مولویگر خوری کم گرسنه مانی چو زاغور خوری پر گیرد آروغت دماغ
- بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره جلال الدین محمد مولویمن بدین وقت معین ای دلیرمینگردم از محاکات تو سیر
- بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل جلال الدین محمد مولویچند کوبیم آهن سردی ز غیدر دمیدن در قفص هین تا به کی
- بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان جلال الدین محمد مولویدلشکسته گشت کشتیبان ز تابلیک آن دم کرد خامش از جواب
- بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست جلال الدین محمد مولویدانکه گوش کر و گنگ از آفتیستکه پذیرای دم و تعلیم نیست
- بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است جلال الدین محمد مولویکه ببندیدم قوی وز ساز گاوبر سر و پشتم بزن وین را مکاو
