جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۱۵۴ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۷۰ - در بیان آنکه کاملان و عارفان را ملاحظه صورت کثرت از مشاهده سر وحدت باز نمی دارد جامیتیرگی چیست دود هستی توخویش بینی و خود پرستی تو
- بخش ۸ - فردوسی جامی… یند که وی به دهقنت مشغول می بود، بر وی تعدی رفت، به قصد تظلم روی به غزنین که تختگاه سلطان محمود بود آورد و چون به آنجا رسید و بر باغستان آنجا می گذشت، دید که سه کس نشسته اند و به معاشرت اشتغال تمام دارند، دانست که از ملا …
- بخش ۳۸ - به معرض بیع درآوردن مالک یوسف را علیه السلام و خریدن زلیخا وی را به اضعاف آنچه دیگران می خریدند جامیشنیدم کز غمش زالی برآشفتتنیده ریسمانی چند می گفت
- بخش ۶۳ - بیرون آمدن یوسف علیه السلام از زندان و گرامی داشتن پادشاه مر وی را و وفات کردن عزیز مصر و مبتلا شدن زلیخا به تنهایی و جدایی جامیکز ایوان شه خورشید اورنگبه میدانی ز هر جانب دو فرسنگ
- بخش ۴۷ - فرستادن زلیخا یوسف را علیه السلام به جانب باغ و تهیه اسباب وی کردن جامیچمن پیرای باغ این حکایتچنین کرد از کهن پیران روایت
- بخش ۲۷ - درآمدن زلیخا همراه عزیز مصر به مصر و بیرون آمدن مصریان و طبق های نثار بر عماری زلیخا افشاندن جامیکواکب نیز محفل برشکستندبه همراهی شب محمل ببستند
- بخش ۱۴ - در محک امتحان زدن لیلی نقد محبت مجنون را و تمام عیار بیرون آمدن آن جامیبا هر دختر که لب گشادیپیشش به کنیزی ایستادی
- بخش ۴۸ - رسیدن شب و عرضه کردن کنیزکان جمال خویش را بر یوسف علیه السلام تا به کدامیک از ایشان رغبت نماید جامیکنیزان جلوه گر در حله نازهمه دستانسرای و عشوه پرداز
- بخش ۱۹ - غمازی کردن غمازان پیش لیلی که مجنون عهد دیگر کرده است و دختر عم را به عقد نکاح درآورده است جامیتو نیز نظر ازو فروبندیاری بگزین و دل در او بند
- بخش ۲۳ - فرستادن پدر زلیخا قاصدی به سوی عزیز مصر و عرض کردن زلیخا بر وی و قبول کردن وی آن را جامیپدر چون بهر مصرش خسته جان دیدعلاج خسته جانیش اندر آن دید
- بخش ۴۶ - رفتن زلیخا به خود پیش یوسف علیه السلام و تضرع نمودن و عذر گفتن یوسف علیه السلام از تحصیل مراد وی جامیخرامان ساخت سرو راستین رابه سر سایه فکند آن نازنین را
- بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است: جامیبود ایاز آن به نیکویی ممتازاز همه لعبتان چین و طراز
