جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۲۳ از ۴۲۴
- بخش ۳۱ - بیمار گشتن جهان افروز عطار نیشابورییکی چابک کنیزک داشت کوچککه حُسنا بود نام آن کنیزک
- بخش ۹۳ - سؤال کردن یکی از حسین منصور در دریافتن اسرار کلّ و جواب دادن او مسائل را عطار نیشابورییکی منصور را پرسید ناگاهکه ای گشته ز سرّ جمله آگاه
- بخش ۴۱ - سؤال کردن مرید از پیر در حقایق فرماید عطار نیشابورییکی کرد است از پیر حقیقتسؤالی تا بگفت او از شریعت
- بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید عطار نیشابورییکی هاتف مر او را داد آوازکه اکّافی نکو گفتی ز آغاز
- بخش ۸۴ - در سؤال کردن مرید از حضرت شیخ که شیطان مرا زحمت میدهد و جواب دادن شیخ مرید را فرماید عطار نیشابورییکی پیری ز پیران گشت واصلمر او را گشت کل مقصود حاصل
- بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و میگرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیموار کی فرزند را قربان میکرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود میسپرد و امر آمد مصطفی را علیهالسلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فیابراهیم جلال الدین محمد مولویآن یکی پرسید از مفتی به رازگر کسی گرید به نوحه در نماز
- شمارهٔ ۵۹ - مزاح با یکی از دوستان ایرج میرزاچند تو را گفتم ای کمال مخور کیرتا نشوی مبتلا به رنج بواسیر
- شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید عبید زاکانیچه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما« بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»
- بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد) اقبال لاهوریندانی که یزدان دیرینه بودبسی دید و سنجید و بست و گشود
- بخش ۸۱ - ترا درد یکی در سینه پیچید اقبال لاهوریترا درد یکی در سینه پیچیدجهان رنگ و بو را آفریدی
- بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه جلال الدین محمد مولویقصهٔ آن آبگیرست ای عنودکه درو سه ماهی اشگرف بود
- بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیهالسلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او جلال الدین محمد مولویقصه گویم از سبا مشتاقوارچون صبا آمد به سوی لالهزار
