رفتن به محتوای اصلی
دیوان‌سرا
حافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌هاهدیه شعرشعر یادم رفته!فال حافظ
فال بگیر
منو
شعر یادم رفته!هدیه شعرحافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌ها

جست‌وجو در اشعار

  • متن شعر
  • قافیه و ردیف

    برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقل‌قول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیم‌فاصله در جست‌وجو مهم نیستند.

    پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
    • همهٔ شاعران
    • حافظ (۴۶)
    • سعدی (۱۷۲)
    • مولانا (۶۷۲)
    • فردوسی (۲۰)
    • خیام (۱۶)
    • صائب (۴۸۰)
    • عطار (۱٬۰۱۹)
    • ایرج میرزا (۲۵)
    • نظامی (۱۰۶)
    • جامی (۲۶۵)
    • باباطاهر (۱۶)
    • پروین اعتصامی (۴۲)
    • رودکی (۸)
    • بیدل دهلوی (۵۶۰)
    • عبید زاکانی (۲۳)
    • ناصرخسرو (۱۲۵)
    • خاقانی (۱۳۷)
    • وحشی بافقی (۷۵)
    • اقبال لاهوری (۳۰)
    • همهٔ قالب‌ها
    • غزل (۱٬۷۳۳)
    • قصیده (۲۱۱)
    • مثنوی (۱٬۲۵۰)
    • رباعی (۲۲۲)
    • قطعه (۶۱)
    • نثر (۱۶۵)
    • سایر قالب‌ها (۱۹۵)

    ۳٬۸۳۷ نتیجه برای «آخر» · صفحهٔ ۲۳۲ از ۳۲۰

    1. بیست و سوم جلال الدین محمد مولویدیوان شمسسایر قالب‌هامی‌گفت با حق مصطفی: « چون بی‌نیازی تو ز ماحکمت چه بود؟ آخر بگو در خلق چندین چیزها »
    2. بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیه‌السلام جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویسر برون آرد دلش از بخش رازاول و آخر ببیند چشم باز
    3. فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌هادرویشی به نزد پادشاهی رفت، پادشاه باو گفت که «ای زاهد!» گفت: «زاهد تویی» گفت «من چون زاهد باشم؟ که همهٔ دنیا از آنِ من است» گفت «نی، عکس می‌بینی؛ دنیا و آخرت و ملکت جمله ازان من است و عالم را من گرفته‌ام تویی که
    4. بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویچون ستوری باش در حکم امیرگه در آخر حبس گاهی در مسیر
    5. بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو به نیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر می‌کنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر می‌کنیم خون صاف است جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویکه دو صد جنبیدن سر ارزد آنسر چنین جنباند آخر عقل و جان
    6. بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی‌خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی‌دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویشاه را مکشوف یک یک حالشاناول و آخر غم و زلزالشان
    7. بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویهست مادر نفس و بابا عقل راداولش تنگی و آخر صد گشاد
    8. بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویسر خون و نطفهٔ حسن آدمیستسابق هر بیشیی آخر کمیست
    9. بیست و یکم جلال الدین محمد مولویدیوان شمسسایر قالب‌هاهر کرا آخر کار این سبقت خواهد بودهم ز اول بود او شیفته و سوداخو
    10. بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان می‌داد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن می‌کوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغ‌ها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر می‌دیدند منکر و آن برکت را نمی‌دیدند هم‌چون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویاین یقین دان که در آخر جمله‌شانخصم گردند و عدو و سرکشان
    11. فصل شصت و یکم - بعضی گفته‌اند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… ، و اگر محبوب نخواهد ازو ترک خدمت آید. ترکِ خدمت‌، منافیِ محبّت نیست. آخر اگر او خدمت نکند آن محبّت درو خدمت می‌کند، بلک اصل، محبّت است و خدمت فرع محبت است. اگر آستین بجنبد آن از جنبیدن دست باشد الّا لازم نیست که اگر دست …
    12. بخش ۳۷ - گفتار اندر منفعت شراب خیام نیشابورینوروزنامهنثر… ان باشد که بریاضت کردن نفس خود را بجایی رساند که از اول شراب خوردن تا آخر هیچ بدی و ناهمواری ازو در وجود نیاید بگفتار و بکردار الا نیکویی و خوشی. چون بدین درجه رسد شراب خوردن او را زیبد. و فضیلت شراب بسیارست، اکنون فصلی …
    › قبلی
    1. صفحهٔ ۱
    2. …
    3. صفحهٔ ۱۳۲
    4. …
    5. صفحهٔ ۲۲۲
    6. …
    7. صفحهٔ ۲۳۱
    8. صفحهٔ ۲۳۲
    9. صفحهٔ ۲۳۳
    10. …
    11. صفحهٔ ۲۴۲
    12. …
    13. صفحهٔ ۳۲۰
    بعدی ‹

    دیوان‌سرا

    فال حافظ و گنجینهٔ شعر نوزده شاعر فارسی؛ با ذکر منبع و نسخه. متن اشعار پس از بررسی منبع و حقوق نشر منتشر می‌شود.

    فال حافظ

    شاعران

    • حافظ
    • سعدی
    • مولانا
    • فردوسی
    • خیام
    • صائب
    • عطار
    • ایرج میرزا
    • نظامی
    • جامی
    • باباطاهر
    • پروین اعتصامی
    • رودکی
    • بیدل دهلوی
    • عبید زاکانی
    • ناصرخسرو
    • خاقانی
    • وحشی بافقی
    • اقبال لاهوری

    شروع مطالعه

    • غزلیات حافظ
    • گلستان سعدی
    • بوستان سعدی
    • مثنوی معنوی
    • شاهنامه
    • رباعیات خیام
    • خمسهٔ نظامی

    اطلاعات

    • درباره
    • منابع و حقوق نشر
    • سیاست تحریریه
    • حریم خصوصی
    • تماس و گزارش خطا
    • جست‌وجو در اشعار
    • حال و هوا
    • مسیرهای مطالعه
    • دانشنامه
    • خط زمان
    • نقشهٔ ادبی
    • مقایسهٔ اشعار
    • شعر یادم رفته!
    • ارتباط شاعران
    • هدیه شعر
    منبع و نسخهٔ هر شعر زیر همان شعر آمده است؛ جزئیات و وضعیت حقوقی در صفحهٔ «منابع و حقوق نشر».