جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۲۳۴ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۲۲ - لشکر کشیدن خاقان چین به جنگ بهرامگور نظامی گنجویشه عیارش یکی به صد کردهموبد موبدان خود کرده
- بخش ۵۳ - آغاز عشق فرهاد نظامی گنجویکه پیرامون آن وادی به خروارهمه خرزَهره بد چون زَهرهٔ مار
- بخش ۴۱ - رسیدن نامهٔ اسکندر به کید هندو نظامی گنجویبهر نیک وبد با تو یاری کنمبدین گفتهها استواری کنم
- بخش ۷ جامیبرداشت و پشت مرا چون شکم طبل برهنه ساخت و چون طبال روز جنگ به ضربات متعاقب و نفرات متوالی بنواخت، نه مرا زهره فریاد که می ترسیدم که آواز مرا بداند و نه طاقت صبر که می اندیشیدم که پوست بر من بدراند.
- بخش ۲۳ - آمدن معشوق به خانهٔ عاشق عبید زاکانیدر آن گلشن که ماوا جای من بودبدان صورت که رسم و رای من بود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ ناصرخسرو قبادیانیچه بود این چرخ گردان را که دیگر گشت سامانش؟به بستان جامهٔ زربفت بدریدند خوبانش
- بخش ۱۲ - اندر هفت نور ناصرخسرو قبادیانیو هفت نور بتابد چنانک هر یک راازو پذیرد باندازه لطافت نار.
- بخش ۷۵ - صف شصت و یکم ناصرخسرو قبادیانی… شت که عدد خود 9 آمد از نهاد ایزدی و ده بیکی باز گشت بعقد همچنانک بیست بدو بازگشت ، و سی ام بسه بازگشت ، و 9 عرص است که یک جوهر بر آرنده آنست ، که شرح آن اندر کتاب مفتاح گفته ایم . پس یک جوهر جسمی بردارنده است مر شش جان …
- بخش ۲۱ - صف هفدهم ناصرخسرو قبادیانیگوئیم نفس شهوانی بدفرمای است و مردم را چیزهای فرماید که فائده آن همه مر جسد را باشد و از پسند عقل دور باشد چون زنا و لواطت و خواسته مردمان ستدن و مردم کشتن بنا حق و جفا کردن مرکسی را که سزاوار جفا نباشد و فرائض خدای و س …
- بخش ۱ - فصل ناصرخسرو قبادیانی… ن به کمال خویش رسیدن است – چه از مردم و چه از جز مردم – و پس از آن هم بدان تدریج که پیدا آمدنش بر آن بود ناپدید شونده است، چنانکه خدای تعالی همی گوید اندر ایجاد و اعدام مردم، قوله: (الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ض …
- شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است خاقانی شروانیصبح گلفام شد ارواح طلب تا نگرندکوس گلبام زد ابدال بگو تا شنوند
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیچنان بد کن شه خوبان ارمنسر شکر لبان شیرین پر فن
