جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۴۰ از ۴۲۱
- الحمدلله صانع العالم بغير آلة جلال الدین محمد مولوی… ثاله، اشعر بالهیته و اضح الدّلاله و شهد بوحدانیتّه نظر العقل اذا صادف سداده و اعتداله غلبت قدرته قدرة کل مخلوق و احتیاله وقضت ارادته ارادة کل مصنوع و ماله و وفّق شخصاً فانجح سعیه و اصلح باله و کشف حجاب الشبهة عن سرّه لیش …
- بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی جلال الدین محمد مولویگفت نه نه بلک امشب جان منمیرسد خود از غریبی در وطن
- بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدسالله سره جلال الدین محمد مولوییک دگر را مژده میدادند هاننک ندایی میرسد از آسمان
- بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی جلال الدین محمد مولویروی نفس مطمئنه در جسدزخم ناخنهای فکرت میکشد
- بخش ۵۲ - سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان میخوانند و با آب حیات ابدی جلال الدین محمد مولویعهد فاسد بیخ پوسیده بودوز ثمار و لطف ببریده بود
- بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را جلال الدین محمد مولویای عجب مردهست یا زنده که اومینترسد هیچ از گرگ و عدو
- بخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن جلال الدین محمد مولویچونک قدرت رفت کاسد شد عملهین که تا سرمایه نستاند اجل
- بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجری جلال الدین محمد مولویرونق کار خسان کاسد شودهمچو میوهٔ تازه زو فاسد شود
- بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی جلال الدین محمد مولویشیرخواره کی شناسد ذوق لوتمر پری را بوی باشد لوت و پوت
- بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل جلال الدین محمد مولویشعله شعله میرسد از لامکانمیرود دود لهب تا آسمان
- بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود جلال الدین محمد مولویکور نشناسد که دزد او که بودگرچه خود بر وی زند دزد عنود
- بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش جلال الدین محمد مولویبیگناهی بیگزند سابقیکه رسد او را ز آدم ناحقی
