جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۵۵ از ۱٬۱۳۷
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازییکی را از دوستان گفتم: امتناع سخن گفتنم به علّتِ آن اختیار آمده است در غالبِ اوقات، که در سخنْ نیک و بد اتّفاق افتد و دیدهٔ دشمنان جز بر بدی نمیآید. گفت: دشمن آن به که نیکی نبیند.
- رباعی شمارهٔ ۱ سعدی شیرازیالا مگر آن که روی لیلی دیدهستداند که چه درد میکشد مجنون را
- قطعه شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیگر مرا بیتو در بهشت برنددیده از دیدنش بخواهم دوخت
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیعبدالقادرِ گیلانی را، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، دیدند در حرمِ کعبه روی بر حَصْبا نهاده، همیگفت: ای خداوند! ببخشای! وگر هرآینه مستوجب عقوبتم؛ در روزِ قیامتم نابینا برانگیز تا در رویِ نیکانْ شرمسار نشوم.
- شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیبه دیدن از تو قناعت نمیتوانمکردحکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست
- رباعی شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیدل میرود و دیده نمیشاید دوختچون زهد نباشد نتوان زرق فروخت
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیچه خوش گفت زالی به فرزند خویشچو دیدش پلنگافکن و پیلتن
- رباعی شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیدیدی که از آن روز چه شبها بگذشتوز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟
- شمارهٔ ۷ سعدی شیرازییکی را دیدم اندر جایگاهیکه میکاوید قبر پادشاهی
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیگفتم: دریغ آمدم که دیدهٔ قاصد به جمال تو روشن گردد و من محروم.
- قطعه شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیمن بگویم ندیدهام دهنیکز دهان تو تنگتر باشد
- شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیهر که گوید کلاغ چون باز استنشنوندش که دیدهها باز است
