جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۶۶ از ۱٬۱۳۷
- رباعی شمارهٔ ۳۱۵ جلال الدین محمد مولویدر من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟کور است مگر؟ وَ یا که کورم دیده است؟
- رباعی شمارهٔ ۳۲۱ جلال الدین محمد مولویدلتنگم و دیدار تو درمان منستبیرنگِ رُخت زمانه زندانِ منست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۵ جلال الدین محمد مولویگریان گشتم گفت که اینطرفهتر استبیمن که دو دیدهٔ ویَم چون بگریست؟
- رباعی شمارهٔ ۳۳۲ جلال الدین محمد مولویدور است ز تو نظر بهانه اینستکاین دیدهٔ ما هنوز صورت بین است
- رباعی شمارهٔ ۳۳۷ جلال الدین محمد مولویروزی ترش است و دیدهٔ ابر تر استاین گریه برای خندهٔ برگ و بر است
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ جلال الدین محمد مولویز بعدِ وقت نومیدی، امیدیستبه زیر کوری اندر سینه، دیدیست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۴ جلال الدین محمد مولویشب رو که شبت راهبر اسرار استزیرا که نهان ز دیدهٔ اغیار است
- رباعی شمارهٔ ۳۵۶ جلال الدین محمد مولویشمعی که در اینخانه بدی خانه کجاستدر دیده بد امروز میان دلهاست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۶ جلال الدین محمد مولویچون در سرشان جایگهِ پند ندیدپای همه بوسید و رَهِ خویش گرفت
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ جلال الدین محمد مولویبس کشته زنده را که دیدماز غمزه چشم پرخمارت
- رباعی شمارهٔ ۳۹۰ جلال الدین محمد مولویتا باز آمد به عذر دیدم ز دمشکانجا ز برای من ابائی میپخت
- رباعی شمارهٔ ۴۲۳ جلال الدین محمد مولویمیگریم زار و یار گوید زرقستچون زرق بود که دیده در خون غرقست
