جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۷۲ از ۱٬۱۳۷
- رباعی شمارهٔ ۸۵۹ جلال الدین محمد مولوییاد تو کنم دلم تپیدن گیردخونابه ز دیدهام چکیدن گیرد
- غزل شمارهٔ ۸۶۶ جلال الدین محمد مولویگفتم به آسمان که چنین ماه دیدهایسوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
- رباعی شمارهٔ ۸۶۸ جلال الدین محمد مولویآن کس که ترا دیده بود ای دلبراو چون نگرد بسوی معشوق دگر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۷ جلال الدین محمد مولویای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیارگر دیده وری ز هر سه بندی زنار
- رباعی شمارهٔ ۸۸۵ جلال الدین محمد مولویبا همت باز باش و با هیبت شیردر مخزن جان درآی با دیدهٔ سیر
- غزل شمارهٔ ۸۸۹ جلال الدین محمد مولویروی تو چون روی مار خوی تو زهر قدیدای خنک آن را که او روی شما را ندید
- رباعی شمارهٔ ۸۹۳ جلال الدین محمد مولویگاه از غم یار و گه ز نادیدن یارگر کار چنین ماند خدایا زنهار
- رباعی شمارهٔ ۸۹۵ جلال الدین محمد مولویدر خاک در وفای آن سیمین برمیکار دل و دیده میندیش ز بر
- رباعی شمارهٔ ۹۱۳ جلال الدین محمد مولویگفتی که: بیا که باغ خندید و بهارشمعست و شراب و شاهدان چو نگار
- رباعی شمارهٔ ۹۲۰ جلال الدین محمد مولویاین خار و گل ارچه شد مخالف دیداربر چشم خلاف بین بخند ای گلزار
- رباعی شمارهٔ ۹۲۴ جلال الدین محمد مولویاز دیده به خون نبشتهام قصهٔ خویشمیبیند و هیچ بر نمیخواند یار
- رباعی شمارهٔ ۹۲۷ جلال الدین محمد مولویبا روی چو آفتاب بیدارم کردیعنی که چو آفتاب دیدی برخیز
