جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۲۷۷ از ۱٬۰۳۳
- حکمت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیبه دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان، که آن به خیالی مبدل شود و این به خوابی متغیر گردد.
- رباعی شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیباشد که به دست خویش خونم ریزیتا جان بدهم دامن مقصود به دست
- حکمت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفتهاند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر میدارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل میگذارد.
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیمنجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت:
- قطعه شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیبس ای غلام بدیعالجمال شیرینکارکه سوز عشق تو انداخت در جهان آتش
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیگفت: اگر از مهرویان به سلامت بماند از بدگویان نماند.
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیشبی در بیابانِ مکّه از بیخوابی پایِ رفتنم نماند؛ سر بنهادم و شتربان را گفتم: دست از من بدار.
- حکمت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیمیان دو کس جنگ چون آتش استسخن چین بدبخت هیزم کش است
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیناخوشآوازی به بانگِ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همیدهی؟ گفت: از بهرِ خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
- حکایت شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیوه که هر گه که سبزه در بستانبدمیدی چه خوش شدی دل من
- حکمت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیهر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزَّ و جَلَّ.
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیعابدی را پادشاهی طلب کرد.
