جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۶۸ نتیجه برای «دید» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۳ از ۶۴
- بخش ۶ جامیاز عبدالله بن جعفر - رضی الله عنه - آورده اند که روزی عزیمت سفری کرده بود، در نخلستان قومی فرود آمد که غلامی سیاه نگاهبان آن بود، دید که سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند سگی آنجا حاضر شد.
- بخش ۱۳ جامیفاضلی که صورتی قبیح و هیئتی کریه داشت به فرزدق رسید وی را دید که روی او به جهت مرضی زرد شده. گفت: تو را چه بوده است که رنگ تو چنین زرد شده است؟
- بخش ۱۱ جامیحجاج در شکارگاهی از لشکریان جدا افتاد و به تلی برآمد، دید که اعرابی نشسته و از خرقه خود جنبندگان می چیند و شتران گرد او می چرند چون شتران حجاج را بدیدند برمیدند.
- بخش ۷ جامیدر مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.
- شمارهٔ ۵۹ حافظ شیرازیشاه هرموزم ندید و بی سخن صد لطف کردشاه یزدم دید و مدحش کردم و هیچم نداد
- شمارهٔ ۲۴ سعدی شیرازیوفا را به عهد تو دشمن گرفتمچو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی
- حکایت شمارهٔ ۲۹ سعدی شیرازیصاحبدلی را گفتند: بدین خوبی که آفتاب است، نشنیدهایم که کس او را دوست گرفته است و عشق آورده. گفت: برای آنکه هر روز میتوان دید مگر در زمستان که محجوب است و محبوب.
- شمارهٔ ۴۵ صائبسیه گر کرد روزم چشم او، خود هم کشید آخرمکافات عمل را در لباس سرمه دید آخر
- شمارهٔ ۸۸ صائبچه نسبت است به یوسف رخ نکوی ترا؟برید از دو جهان هر که دید روی ترا
- شمارهٔ ۲۰۷ صائبروی حرف طوطیان هر چند با آیینه استدید تا آیینه ات را طوطی از گفتار ماند
- شمارهٔ ۳۰۶ صائببه بزم عیش نتوان دید خالی جای جانان راچو بینم شیشه ای خالی ز می خونم به جوش آید
- شمارهٔ ۳۵۵ صائبکنار خویش ز خون شفق لبالب دیدچو صبح هر که دم خوش به زیر گردون زد
