جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۳۰۱ از ۴۲۴
- بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو جلال الدین محمد مولویهر که را بینی یکی جامه درستدانک او آن را به صبر و کسب جست
- بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیهالسلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام جلال الدین محمد مولویهر یکی دیوار اگر باشد جداسقف چون باشد معلق در هوا
- بیست و یکم جلال الدین محمد مولویهر خیالی که تراشی ز یکی تا به هزارهم عدد باشد، و میدانک برون ز اعدادیم
- بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها جلال الدین محمد مولویور یکی عیبی بود با صد حیاتبر مثال چوب باشد در نبات
- بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان میداد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن میکوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر میدیدند منکر و آن برکت را نمیدیدند همچون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید جلال الدین محمد مولویچون بکاری در زمین اصل کارتا بروید هر یکی را صد هزار
- فصل شصت و یکم - بعضی گفتهاند: «محبّت موجب خدمت است» و این چنين نیست جلال الدین محمد مولوی… جنبیدن دست باشد الّا لازم نیست که اگر دست بجنبد آستین نیز بجنبد مثلاً یکی جبّهای بزرگ دارد چنانکه در جبّه میغلتد و جبّه نمیجنبد شاید، الّا ممکن نیست که جبّه بجنبد بی جنبیدنِ شخص. بعضی خود جبهٔ را شخص پنداشتهاند و آست …
- بخش ۳۶ ابوالقاسم فردوسیفروریخت آب از دو دیده به دردکه کردار نیکی همی یاد کرد
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیهمانا که افگنده شد صد هزاربه گلزریون در یکی کارزار
- بخش ۳۱ ابوالقاسم فردوسییکی نامه بنوشت رستم به دردهمه کار فرزند او یاد کرد
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیچنین تا به نزدیکی پل رسیدچو آمد درفش جفا پیشه دید
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیسر از تیغ پران چو برگ از درختیکی ریخت خون و یکی یافت تخت
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیجهاندار برزد یکی باد سردپس آن لعل رخسارگان کرد زرد
