جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۳۰۷ از ۱٬۰۳۳
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۰ جلال الدین محمد مولویدر چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشمز آن چشمه بسی آب کشیدیم به چشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۲ جلال الدین محمد مولویدر عشق تو گر دل بدهم جان ببرمهرچه بدهم هزار چندان ببرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۴ جلال الدین محمد مولویدر کوی خرابات گذر میکردموین دلق بشر دوخت بدر میکردم
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۶ جلال الدین محمد مولویزین باده نخوردست او زان بارد و سردست اوبا این همه بدهیدش جامی بپزانیدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ جلال الدین محمد مولوینظر کردم بر او یعنی که واپرسکه بیروی چو ماهم چون بدی دوش
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۶ جلال الدین محمد مولویجانی که بدو زندهام و خندانمدیوانه شدم چنانکه جان را بزدم
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۷ جلال الدین محمد مولویچو آن سلطان بیچون را بدیدیغنی گشتی رهیدی از کم و بیش
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹ جلال الدین محمد مولویرازیکه بگفتی ای بت بدخویمواگو که من از لطف تو آن میجویم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱ جلال الدین محمد مولویظن برده بدم به خود که من من بودممن جمله تو بودم و نمیدانستم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۳ جلال الدین محمد مولویرویت بینم، بدر من آن را دانموآنجا که تویی، صدر من آن را دانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۶ جلال الدین محمد مولویزاهد بودی ترانه گویت کردمخاموش بدی فسانه گویت کردم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۳ جلال الدین محمد مولویاز حالت هیچکس ندارم بایستاین دبدبهٔ خفیه مبارکبادم
