جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۰۷ از ۵۱۰
- بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را جلال الدین محمد مولویمار کی ماند عصا را ای کلیمدرد کی ماند دوا را ای حکیم
- بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بیخود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بیدستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره جلال الدین محمد مولویگر نگوییم آن نیاید راست نردور بگوییم آن دلت آید به درد
- بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جست جلال الدین محمد مولویزود درمان کن که میلرزد دلمکه بدرد از میوهٔ دل بسکلم
- بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را جلال الدین محمد مولویجز به شب جلوه نباشد ماه راجز به درد دل مجو دلخواه را
- بیست و یکم جلال الدین محمد مولویچونک درمان جوان طالب دردست و سقمما ز درمان بپریدیم و حریف دردیم
- بخش ۳۶ ابوالقاسم فردوسیفروریخت آب از دو دیده به دردکه کردار نیکی همی یاد کرد
- بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیز چین سوی کیخسرو آورد رویپر از درد با لشکری کینهجوی
- بخش ۳۱ ابوالقاسم فردوسییکی نامه بنوشت رستم به دردهمه کار فرزند او یاد کرد
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیزواره به درد از بر زین نشستپر از خون تن و تیغ مانده به دست
- بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیسپه را به مرگ آمد اکنون نیازز خَلُّخ پر از درد شد تا طراز
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیچو رنگین رخ تاجور تیره شدازان درد بهرام دل خیره شد
- بخش ۱۹ ابوالقاسم فردوسیچوآن نامه برخواند بفزود دردشد آن تخت برچشم او لاژورد
