رفتن به محتوای اصلی
دیوان‌سرا
حافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌هاهدیه شعرشعر یادم رفته!فال حافظ
فال بگیر
منو
شعر یادم رفته!هدیه شعرحافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌ها

جست‌وجو در اشعار

  • متن شعر
  • قافیه و ردیف

    برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقل‌قول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیم‌فاصله در جست‌وجو مهم نیستند.

    پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
    • همهٔ شاعران
    • حافظ (۱۰۲)
    • سعدی (۲۷۰)
    • مولانا (۷۳۶)
    • فردوسی (۳۸۷)
    • خیام (۱۲)
    • صائب (۱٬۴۷۷)
    • عطار (۱٬۰۴۹)
    • ایرج میرزا (۲۴)
    • نظامی (۱۲۲)
    • جامی (۵۲۳)
    • باباطاهر (۵۲)
    • پروین اعتصامی (۴۹)
    • رودکی (۸)
    • بیدل دهلوی (۶۶۵)
    • عبید زاکانی (۵۵)
    • ناصرخسرو (۸۸)
    • خاقانی (۲۵۹)
    • وحشی بافقی (۱۳۰)
    • اقبال لاهوری (۱۰۵)
    • همهٔ قالب‌ها
    • غزل (۳٬۵۲۹)
    • قصیده (۲۲۷)
    • مثنوی (۱٬۵۵۳)
    • رباعی (۳۲۴)
    • قطعه (۹۵)
    • نثر (۶۸)
    • سایر قالب‌ها (۳۱۷)

    ۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۱۳ از ۵۱۰

    1. بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویچاره می‌جوید پی من درد تومی‌شنودم دوش آه سرد تو
    2. بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان می‌جستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی این‌ها همه تمثال صورتی‌اند کی بر تخته‌های خاک نقش کرده‌اند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیم‌شب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویتا چه گفتش او به گوش از عشق و دردهم‌چو خود در حال سرگردانش کرد
    3. فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… افران است، زیرا که حقّ را در آنجا یاد کند همچنانک در زندان و رنجوری و درد دندان. و چون رنج آمد پردهٔ غفلت دریده شد. حضرت حقّ را مقر شد و ناله می‌کند که «یارب! یا رحمن! و یا حقّ!»؛ صحّت یافت، باز پرده‌های غفلت پیش آمد، می …
    4. بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس وی‌اند و نعره‌زنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویموج طوفان هم عصا بد کو ز دردطنطنهٔ جادوپرستان را بخورد
    5. بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویمی نخورده عربده آغاز کردگشته در مجلس گران چون مرگ و درد
    6. بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویآن یکی وهمی چو بازی می‌پردوآن دگر چون تیر معبر می‌درد
    7. بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویزخم نیش اما چو از هستی تستغم قوی باشد نگردد درد سست
    8. بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالی جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویوام‌داران گشته نومید و ترشدرد دلها یار شد با درد شش
    9. فصل هفتم - سؤال کرد که « از نماز فاضل‌تر چه باشد » یک جواب آنک گفتیم جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهسایر قالب‌ها… این همه درشت گفتی و لاف‌های زفت زدی و در دیوان ملک بودی و وزیر را آن درد کردی و فرو خوردی تا روزی وزیر گرم شد و بانگ برآورد که « اهل دیوان ! این فلان را از خاک برگرفتیم و بپروردیم و به نان و خوان و نان‌پاره و نعمت ما و …
    10. بیست و چهارم جلال الدین محمد مولویدیوان شمسسایر قالب‌هاگر این شکرست ای جان، پس چه بود آن شکرای جان مرا مستی، وی درد مرا دارو
    11. بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم جلال الدین محمد مولویمثنوی معنویمثنویصد هزاران عاقل اندر وقت دردجمله نالان پیش آن دیان فرد
    12. فصل چهل و پنجم - شیخ ابراهیم عزیز درویشی‌ست چون او را می‌بینیم جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… ند و فریاد می‌کند و مع‌هذا هر دو اظهار حکم امیر می‌کنند اگرچه آنکس از درد بانگ می‌زند الّا همه کس دانند که ضارب و مضروب محکوم امیرند و ازین هر دو اظهار حکم امیر پیدا می‌شود. آنکس که مُثبِت حقّ است اظهار می‌کند حقّ را همی …
    › قبلی
    1. صفحهٔ ۱
    2. …
    3. صفحهٔ ۲۱۳
    4. …
    5. صفحهٔ ۳۰۳
    6. …
    7. صفحهٔ ۳۱۲
    8. صفحهٔ ۳۱۳
    9. صفحهٔ ۳۱۴
    10. …
    11. صفحهٔ ۳۲۳
    12. …
    13. صفحهٔ ۴۱۳
    14. …
    15. صفحهٔ ۵۱۰
    بعدی ‹

    دیوان‌سرا

    فال حافظ و گنجینهٔ شعر نوزده شاعر فارسی؛ با ذکر منبع و نسخه. متن اشعار پس از بررسی منبع و حقوق نشر منتشر می‌شود.

    فال حافظ

    شاعران

    • حافظ
    • سعدی
    • مولانا
    • فردوسی
    • خیام
    • صائب
    • عطار
    • ایرج میرزا
    • نظامی
    • جامی
    • باباطاهر
    • پروین اعتصامی
    • رودکی
    • بیدل دهلوی
    • عبید زاکانی
    • ناصرخسرو
    • خاقانی
    • وحشی بافقی
    • اقبال لاهوری

    شروع مطالعه

    • غزلیات حافظ
    • گلستان سعدی
    • بوستان سعدی
    • مثنوی معنوی
    • شاهنامه
    • رباعیات خیام
    • خمسهٔ نظامی

    اطلاعات

    • درباره
    • منابع و حقوق نشر
    • سیاست تحریریه
    • حریم خصوصی
    • تماس و گزارش خطا
    • جست‌وجو در اشعار
    • حال و هوا
    • مسیرهای مطالعه
    • دانشنامه
    • خط زمان
    • نقشهٔ ادبی
    • مقایسهٔ اشعار
    • شعر یادم رفته!
    • ارتباط شاعران
    • هدیه شعر
    منبع و نسخهٔ هر شعر زیر همان شعر آمده است؛ جزئیات و وضعیت حقوقی در صفحهٔ «منابع و حقوق نشر».