جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۷۱۶ نتیجه برای «سخن» · صفحهٔ ۳۳۰ از ۴۷۷
- بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه سعدی شیرازیچنین گفت بینندهٔ تیز هوشچو سر سخن در نیابی مجوش
- دهم جلال الدین محمد مولویشد گه ترجیع و دلم میجهددلبر من داد سخن میدهد
- بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین جلال الدین محمد مولویما چه خود را در سخن آغشتهایمکز حکایت ما حکایت گشتهایم
- چهل و یکم جلال الدین محمد مولوینشد این سخن مشرح ، ترجیع را بیان کنثمرات عشق برگو، عقبات را نشان کن
- بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود جلال الدین محمد مولویگر سخنکش یابم اندر انجمنصد هزاران گل برویم چون چمن
- بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد جلال الدین محمد مولویوآن سخنشان وا شناسی بیگزندکه آن سخنگویان نهان اینها بدند
- بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا جلال الدین محمد مولویدر نصیحت من شده بار دگرگفته امثال و سخنها چون شکر
- بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار جلال الدین محمد مولویگرچه آسانت نمود آن سان سخنکی بود آسان رموز من لدن
- بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن جلال الدین محمد مولویهمسخن دیدی تو خود را با خداای بسا کو زین گمان افتد جدا
- بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود جلال الدین محمد مولویمیجهد خون از دهانم با سخنای خدا آخر مکافاتش تو کن
- بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان جلال الدین محمد مولویور سخن پردازد از زر کهنتو بگویی باده گفتهست آن سخن
- بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت جلال الدین محمد مولویبس کنم گر این سخن افزون شودخود جگر چه بود که خارا خون شود
