جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۳۴۷ از ۶۱۱
- شمارهٔ ۲ جامیچند گردم گرد شهر و روستا دردا که نیستهمزبانی یافت نی در شهر نی در روستا
- بخش ۵ - قول چهارم- اندر حواس باطن ناصرخسرو قبادیانی… اند، آن چیز محفوظ اندر حفظ بر حال خویش بماند، بر مثال نبشته ای (که هر چند) خواننده مر آن قول را از او خواند و دیگران همی شنوند، آن نبشته بر حال خویش همی بماند. آن گاه گوییم که نفس (به قوت) ذاکره مر آن نبشته نفسانی را که …
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقیچو روزی چند شد القصه زین حالکه میبودند با هم فارغ البال
- فصل نوزدهم - فرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب جلال الدین محمد مولوی… در آن نان از حدّ بگذرد که «اَلْاِنْسانُ حَرِیصٌ عَلی ما مُنِعَ» هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو ورا دغدغهٔ خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشستهای و رغبت را از دو طرف …
- بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن جلال الدین محمد مولویکه ز ده دلقک به سیران درشتچند اسپی تازی اندر راه کشت
- بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه جلال الدین محمد مولویگر نماید خواجه را این دم غلطز اول والنجم بر خوان چند خط
- فصل بیست وچهارم - شخصی درآمد فرمود که محبوب است جلال الدین محمد مولوی… ت همچنانک هرچ این دست کند از سایهٔ عقل کند زیرا که سایهٔ عقل بروست هر چند که عقل را سایه نیست اما او را سایه هست بیسایه همچنانک معنی را هستی هست بیهستی؛ اگر سایهٔ عقل بر آدمی نباشد همه اعضای او معطّل شوند.
- بخش ۱۵ ابوالقاسم فردوسیبخاک اندر افگند و بسپرد خوارنظاره بران دشت چندان سوار
- بخش ۱۵ ابوالقاسم فردوسیفرو ریخت از باره برگستوانوزین هست هر چند رانم زیان
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسیبیاید که ماند تهی قلب گاهوگر چند بسیار باشد سپاه
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیتو با داغ دل چند پویی همیکه رخ را بخوناب شویی همی
- مجمع مرغان عطار نیشابوریمرحبا ای تُنْگبازِ تَنگچشم!چند خواهی بود تند و تیزخشم
