جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۴۵ نتیجه برای «چند» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۳۵ از ۵۴
- بخش ۳۴ - رسید کاروان به سر چاه و یوسف را بیرون آوردن و یک بار دیگر عالم را به آفتاب جمال وی روشن کردند جامیبه کار خدمت آمد سست پیوندره بگریختن گیرد به هر چند
- بخش ۱۶ - استفسار کردن اهل قبیله مجنون از حال وی و اطلاع یافتن بر محبت وی با لیلی جامیگفتند بدو که قیس هر چندکرده ست چو نی ره نفس بند
- بخش ۵۱ - خاتمه کتاب جامیبه عبث شکل موشکافی چندشعر گویی و شعر بافی چند
- بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردن جامیچند روزی به صبوری می کوشباده تلخ صبوری می نوش
- بخش ۶ - در نعت سیدالمرسلین و خاتم النبیین علیه من الصلوات الفضلها و من التحیات اکلمها جامیجامی از گفتگو ببند زبانهیچ سودی ندیده چند زیان
- بخش ۴۵ - داستان نکته های حکمت راندن شاگردان ارسطو و خبر یافتن اسکندر از آن و عقدهای گوهر بر ایشان نثار کردن جامیسیم گفت کین چند روز حیاتبود نقد گنجینه کاینات
- شمارهٔ ۴ - این نیز طریقه مجاز است جامیتا چند نهفته باشی ای گلچون غنچه درون پرده ناز
- بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند جامیچند حرفی نوشته پهلوی هموز عدد زیرشان نهاده رقم
- بخش ۷ - چهره شاهد سخن به زیور خطاب آراستن و مهر ختم بر سعادت از خاتم نبوت خواستن جامیچند در حجله به تنها خفتنحجره از گرد فنا نارفتن
- بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانه جامینکنی گوش و نبینی چندینکور و کر چند نشینی چندین
- بخش ۴۶ - داستان رسیدن اسکندر به زمین هند و ملاقات وی با حکیمان ایشان جامیفزون دید ازان سویشان میل خویشتنی چند بگزید از خیل خویش
- بخش ۱۷۵ - در بیان آنکه شرط صحبت آنست که همه اصحاب در معرض آن باشند که چون در یکدیگر عیبی بینند به قول یا فعل دفع آن بکنند جامیچون برآید بر این نسق یک چندشود از هر طرف قوی پیوند
