جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۷۱۶ نتیجه برای «سخن» · صفحهٔ ۳۶۳ از ۴۷۷
- بخش ۷ - فقر اقبال لاهوریگرچه اندر بزم کم گوید سخنیک دم او گرمی صد انجمن
- حکایت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیاین بگفت و به مسند قضا باز آمد. تنی چند از بزرگان عدول در مجلس حکم او بودندی. زمین خدمت ببوسیدند که به اجازت سخنی بگوییم اگر چه ترک ادب است و بزرگان گفتهاند:
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ جلال الدین محمد مولویلباس جسم پوشیده که کمتر کسوه آن استسخن در حرف آورده که آن دونتر زبانستی
- فی معنی بسم الله الرحمن الرحیم جلال الدین محمد مولوی… حرمت خواستند، از پشه و مگس حقیرتر و ننگینتر شدند و اگر خواهی که این سخن روشنتر شود در حال انبیا نظر کن که ایشان هرکار که کردند، آغاز به این کردند و پناه به این نام گرفتند و خدمت این نام کردند و این نام را در میان جان و …
- بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان جلال الدین محمد مولویروزکی چندی سخن کوتاه کردمردِ بقّال از ندامت آه کرد
- بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود جلال الدین محمد مولویاین سخن پایان ندارد هر سه یاررو به هم کردند آن دم یاروار
- فصل پنجاه و یکم - سؤال کردند از تفسير این بیت جلال الدین محمد مولوی… حقّ گفت اَنَا الْحَقُّ چون غیر او موجودی نبود و منصور فنا شده بود آن سخن حق بود. عالم خیال نسبت به عالم مصورّات و محسوسات، فراختر است زیرا جملهٔ مصوّرات از خیال میزاید و عالم خیال نسبت به آن عالمی که خیال ازو هست میش …
- فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند جلال الدین محمد مولوی… هیچ عدد ممکن نیست. سیّد برهانالدّین فایده میفرمود ابلهی گفت در میان سخن او که «ما را سخنی میباید بیمثال باشد» فرمود که «تو بیمثالی بیا تا سخن بیمثال شنوی آخر تو مثالی از خود تو این نیستی این شخص تو سایهٔ توست» چون …
- بخش ۴۷ ابوالقاسم فردوسیقلون گفت شاها پیامست و بسنخواهم که گویم سخن پیش کس
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیخرد را و دین را رهی دیگرستسخنهای نیکو به بند اندرست
- بخش ۱۲ ابوالقاسم فردوسیبه نزدیک لهاک و فرشیدوردسراسر سخنها همه یاد کرد
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیبگیر و ببر زنده بر دار کنوزو نیز با من مگردان سخن
