جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۳۶۴ از ۴۹۷
- بخش ۶۹ - ذکر شیخ ابوعبدالله محمدبن الخفیف قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… شتم تشنه شدم چاهی دیدم که آهوئی از وی آب میخورد چون بسر چاه رفتم آب بزیر چاه رفت گفتم خداوندا عبدالله را قدر از این آهو کمتر است آوازی شنیدم کهاین آهو دلو و رسن نداشت و اعتماد او بر ما بود وقتم خوش آمد دلو و رسن بینداخت …
- حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت عطار نیشابوریخواه دشمن گیر اینجا خواه دوستجمله را گردن به زیر بار اوست
- بخش ۱۲ - قول یازدهم- اندر ترکیب ناصرخسرو قبادیانی… مر او را از بیرون چیزی (نیست کز آن) همی زیادت پذیرد و مر این عالم را زیر و زبر نیست، بل زیر و زبر نام هایی است که بر مرکز (و) حواشی عالم افتد. و اگر این عالم از نطفه ای موجود شده است (واز خردی) بزرگ شده است به منزلت حیو …
- شمارهٔ ۳ - رسالهٔ نصیحة الملوک [۷۶-۱۵۱] سعدی شیرازی۸۹. حق بزرگان به زیر دستان شروط خدمت به جای آوردن است و کمال فضل خداوندگاران شکر خدمت بندگان گفتن و منّت نانهادن.
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسیبلنگید در زیر من بارگیازو بازگشتم به بیچارگی
- بخش ۴۶ - ذکر بوعثمان حیری قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… که جوانی قلاش میرفت ربابی در دست و سرمست ناگاه بوعثمان رادید موی در زیر کلاه پنهان کرد و رباب در آستین کشید پنداشت که احتساب خواهد کرد بوعثمان از سر شفقت نزدیک او شد و گفت: مترس که برادران همه یکیاند جوان چون آن بدید …
- بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهان عطار نیشابوریجهان در زیر گرد ره نهان شدهمه خاک زمین بر آسمان شد
- بخش ۱۵ - آغاز داستان عطار نیشابوریبرون شد از جزیره همچو بادیکه پیکی در رسیدش بامدادی
- بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین نظامی گنجویز بس سر زیر او بردن خمیدمز بس تار غمش خود را ندیدم
- بخش ۲۷ - نشستن بهرام روز یکشنبه در گنبد زرد و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم دوم نظامی گنجویروز یکشنبه آن چراغ جهانزیر زر شد چو آفتابِ نهان
- بخش ۵۵ - جنگ هفتم اسکندر با روسیان نظامی گنجویشه روم در قلب چون تند شیرچو کوهی روان خنگ ختلی به زیر
- بخش ۲۷ - صف بیست و یکم ناصرخسرو قبادیانی… وزگار او را پیشی و پسی نیست، سیم قسمت آنست که تحتالزمان است- اعنی که زیر روزگار است- و آن عالم جسمانی است. پس گوییم که آنچ زیر زمان است از موجودات هم کاین است و هم فاسد، اعنی هست شونده است و نیست شونده، از بهر آنک اندر …
