جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۳۶۶ از ۶۱۱
- بخش ۳ ایرج میرزاقدرِ جوانی که ندانی بدانچند صباحی که جوانی بدان
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیز تیره شب و دیدهام نیست شرمکه من چند جوشیدهام خون گرم
- بخش ۴۵ - ذکر ابوالحسین نوری قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… ا چنان بود که هر روز بامداد از خانه بیرون آمدی که بدکان میروم و نانی چند برداشتی و درراه صدقه کردی و در مسجد شدی و نماز کردی تا نماز پیشین پس بدکان آمدی اهل خانه پنداشتندی که به دکان چیزی خورده است و اهل دکان گمان بردند …
- بخش ۷۲ - ذکر ابراهیم خواص رحمةالله علیه عطار نیشابوری… قلست که گفت: وقتی در بادیهٔ راه گم کردم بسی برفتم و راه نیافتم همچنان چند شبانه روز براه میرفتم تاآخر آواز خروسی شنیدم شاد گشتم و روی بدانجانب نهادم آنجا شخصی دیدم بدوید مرا قفایی بزد چنانکه رنجور شدم گفتم خداوندا کسی ک …
- بخش ۲۶ - طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی عطار نیشابوریفلک اجری خور دیوان او بودخراج چند کشور آنِ او بود
- بخش ۳۳ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه) عطار نیشابوریاز این ذرّات بیرون شو تو ازعقلبگو تا چند مانی اندر این نقل
- بخش ۷۳ - در بیرون کردن جبرئیل علیه السلام حضرت آدم صفی را از بهشت ونصیحت کردن جبرئیل اورا فرماید عطار نیشابوریتو ای دل هم در این دنیا چرائیبگو تا چند از این دستان سرائی
- بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سهشنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم نظامی گنجویکرد در راه آن حصار بلنداز سر زیرکی طلسمی چند
- بخش ۴۳ - سگالش خاقان در پاسخ اسکندر نظامی گنجویشنیدم ز چندین خداوند رازکه هر جا که آری تو لشگر فراز
- بخش ۲۱ - قول بیستم- اندر آنکه چرا خدای عالم (را) پیش از آنکه آفرید، نیافرید ناصرخسرو قبادیانی… ت به فعل آرد، بر مثال کسی که چو بیند که نامه ای تمام و نیکو نویسد، هر چند که پیش از آن ندیده باشد که او چیزی نبشته باشد، خردمندان حکم کنند که این مرد نویسنده بود به فعل تا بتوانست نبشتن و نگویند که او به حد قوت دبیر بود.
- فصل بیست وپنجم - فرمود لطفهای شما و سعیهای شما و تربیتها که میکنید جلال الدین محمد مولوی… آن چه خواهد خریدن؟ این سخن سُریانی است زنهار مگویید که فهم کردم ، هر چند بیش فهم و ضبط کرده باشی از فهم عظیم دور باشی، فهم این بیفهمی است. خود بلا و مصیبت و حرمانِ تو از آن فهم است، تو را از آن فهم میباید رهیدن تا چیز …
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیکه چندان کجا با شما لشکرستکسی کاندر این رزمگه درخورست
