جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۳۷۱ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۲۶۹ خاقانی شروانیریسمان از رگ جان سازم و سوزن ز مژهدیده را دوختن لعل قبا فرمایم
- رباعی شمارهٔ ۲۷۴ خاقانی شروانیچون بیتو سر و پای جهان نیست پدیدبرزن سر غمزه و جهانم گم کن
- رباعی شمارهٔ ۲۷۵ خاقانی شروانیخاقانی اگرچه دارد از درد نهانجان خسته و دیده غرقه و دل بریان
- رباعی شمارهٔ ۲۸۲ خاقانی شروانیای راحت سینه، سینه رنجور از تووی قبلهٔ دیده، دیده مهجور از تو
- رباعی شمارهٔ ۲۸۸ خاقانی شروانیکو یار؟ که گر پای خیالش به مَثَلبر دیده نهد، دیده نگردانم از او
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ خاقانی شروانیگر پای سگ کویش بر دیدهٔ ما آیدزین مرتبه بر دیده تشویر توان خوردن
- شمارهٔ ۲۹۰ - در هجو رشید وطواط خاقانی شروانیگربهٔ موش گون بسی دیدیاین یکی موش گربه چشم ببین
- رباعی شمارهٔ ۲۹۰ خاقانی شروانییک ذره ز نیکیت ندیدم همه عمربیرحم کسی تو، آزمودم، رو رو
- شمارهٔ ۲۹۷ خاقانی شروانیبه آب دیده نبینی که خاک میشویمبدان طمع که زر عمر باز یابم ازو
- رباعی شمارهٔ ۳۰۰ خاقانی شروانییاران جهان را همه از که تا مهدیدیم به تحقیق در این دیه از ده
- رباعی شمارهٔ ۳۰۱ خاقانی شروانیدیدم به ره آن مه خود و عید سپاهبر بسته نقاب و نو چنین باشد ماه
- رباعی شمارهٔ ۳۰۵ خاقانی شروانیگفتا شب را در این درازی چه گناهشب روز وصال است که گردیده سیاه
