جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۳۸۰ از ۶۸۲
- بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ جلال الدین محمد مولویجز ز اهل شکر و اصحاب وفاکه مریشان راست دولت در قفا
- بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است جلال الدین محمد مولویجان جاهل زین دعا جز دور نیستزانک یا رب گفتنش دستور نیست
- بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق جلال الدین محمد مولویزانکه آتش را علف جز پوست نیستقهرِ حقّ آن کِبر را پوستینکَنیست
- بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن جلال الدین محمد مولویباغ سبز عشق کاو بیمنتهاستجز غم و شادی درو بس میوههاست
- هفتم جلال الدین محمد مولویریحان و لالها بگرفته پیالهااز کیست این عطا ز کی باشد جز از خدا
- بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین جلال الدین محمد مولویجز تو پیش کی بر آرد بنده دستهم دعا و هم اجابت از توست
- بخش ۱۱۰ - جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم میگوید جلال الدین محمد مولوینیست پیدا سر گفت و گوی منجز که زردی و نزاری روی من
- بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمیگشایم هیچ کس را از یاران نمیشناسم کی او من باشد برو جلال الدین محمد مولویخام را جز آتش هجر و فراقکی پزد کی وا رهاند از نفاق
- بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان جلال الدین محمد مولویچون همه اجزام از انعام تورستهاند و غرق دانه و دام تو
- بخش ۱۱ - باقی قصهٔ اهل سبا جلال الدین محمد مولویکه بخور اینست ما را لوت و پوتنیست او را جز لقاء الله قوت
- بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد جلال الدین محمد مولویگفت من از خودنمایی نامدمجز به خواری و گدایی نامدم
- بخش ۳۲ ابوالقاسم فردوسیجز آنست کیخسرو ای پهلوانکه دیدی تو شاداب و روشنروان
