جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۳۸۰ از ۴۲۴
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیسیاوش چو چشم اندکی برگماشتازیشان یکی چشم ازو برنداشت
- بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه عطار نیشابورینقل است که در ابتدا به زنی عاشق شده بود. هرچه از راهزنی به دست آوردی، به وی فرستادی. و گاه گاه پیشِ او رفتی و در هوس او گریستی. تا شبی کاروانی می گذشت. در میان کاروان یکی این آیت می خواند:
- بخش ۳۲ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه) عطار نیشابوریحقیقت همچو منصورت یکی بینهمه حق گرد و حق را در یکی بین
- بخش ۳۲ - اندر خانههای خورشید و ماه و دیگر سیارات ناصرخسرو قبادیانی… بیرون از آفتاب و ماهستاندر فلک دو خانه است، و مر آفتاب را و ماه را یکی خانه بیش نیست؟ و هر یکی (را) ازین (دو) سؤال جوابی دیگرست.
- بخش ۱۰ - قول نهم- اندر مکان ناصرخسرو قبادیانی… از چیزی (دیگر) دور شود یا نزدیک شود و لیکن دوری هرگز نزدیک نشود و نزدیکی هرگز دور نوشد، یعنی که چو دو شخص از یکدیگر به ده ارش دور باشند، دوری به میان ایشان ده ارش باشد و روا باشد که آن دو شخص به یکدیگر نزدیک شوند تا می …
- بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّه عطار نیشابورییکی صندوق را میدید بر آبکه میآمد سبک چون تیر پرتاب
- بخش ۷۱ - ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز عطار نیشابورینقلست که در ابتدا که ریاضت میکشیدی دلقی داشت که بیست سال بیرون نکرده بود. روزی به ستم از وی بیرون کردند. گزندهٔ بسیار در وی افتاده بود. یکی از آن وزن کردند نیمدانَک بود.
- بخش ۳۳ - جهانگردی اسکندر با دعوی پیغمبری نظامی گنجویگزین کرد هر مردی از کشوریبه مردانگی هر یکی لشگری
- بخش ۱۹ - اندر بعض خواص جمادات و حیوانات و امکنه ناصرخسرو قبادیانی… است، و بهری ازو مجهول و بهری محال است. اما آنک معروف است دو سوال است: یکی کشیدن مقناطیس مر آهن را و دیگر بر میزیدن موش بر گزیده پلنگ و اما آنچه مجهول است دو سوال است: یکی دفع کردن یاقوت مر وبا را و دیگر بر کندن زبرجد مر …
- بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدید اقبال لاهوریابد را عقل ما ناسازگار است«یکی» از گیر و دار او هزار است
- بخش ۱۹ - حكایت عطار نیشابوریدید آنجا گه پر از مردم شدههر یکی بهر متاعی آمده
- بخش ۳۱ - نشستن بهرام روز پنجشنبه در گنبد صندلی و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم نظامی گنجویهر یکی در جوالگوشه خویشکرده ترتیب راهتوشه خویش
