جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۳۸۴ از ۴۲۴
- بخش ۲۷ - ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… چنان گویند که میان شریعت و حقیقت او جمع کرده است و این عجب خود هر دو یکی است که حقیقت روغن شریعت است و شریعت مغز آن، پیر او ذوالنون مصری بود در آن سال که به حج رفته بود او را دریافت و هیچ شیخی را از طفلی باز، این واقعه …
- بخش ۲۶ - نشستن بهرام روز شنبه در گنبد سیاه و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم اول نظامی گنجویپیکر هریکی سپید چو شیرهمه در جامه سیاه چو قیر
- بخش ۷ - داستان طلخند و گو ابوالقاسم فردوسیپسر زاد زان شاه نیکو یکیکه پیدا نبود از پدر اندکی
- بخش ۳ - ذکر حسن بصری رحمة الله علیه عطار نیشابوری… و چیزی بگفتند و برفتند. پس از آن کنیزکان ماهروی - زیادت از دویست - هر یکی طبقی از زر و سیم و جواهر برگرفته گرد خیمه بگشتند و چیزی بگفتند و برفتند. آنگاه قیصر و وزیر جنگ در خیمه شدند و بیرون آمدند و برفتند.
- بخش ۴۲ - در صفات جام عشق فرماید عطار نیشابوریچنانش یافتم اینجایگه دیدکه در یکی از اویم عین توحید
- بخش ۲۰ - قول نوزدهم- اندر علت بودش عالم جسم ناصرخسرو قبادیانی… ر روشنایی را چو آتش و اجرام فلکی و جز آن و بعضی از او محتمل است مر تاریکی را چو خاک و افلاک و جز آن. و اما حرکت عالم نیز به حسب احتمال اجزای اوست مر آن را، چنانکه بعضی از اجزای (او) محتمل است مر حرکت را سوی مرکز و بعضی م …
- بخش ۲۵ - رسیدن سالك با پرده پنجم عطار نیشابوریراه خود آسان کنم در نزد خودکز تو نیکی دیدهام از خویش بد
- بخش ۲۵ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریاز او مگذر وز او بین سرّ اسرارکه تا هر دو یکی باشند در اسرار
- بخش ۳ - داستان بوزرجمهر ابوالقاسم فردوسینگر خواب را بیهده نشمرییکی بهره دانی ز پیغمبری
- بخش ۹ - اندر قول هشتم- اندر هیولی ناصرخسرو قبادیانی… ن گفتند که هیولی جوهری قدیم است. و محمد زکریا پنچ قدیم ثابت کرده است: یکی هیولی و دیگر زمان و سه دیگر مکان و چهارم نفس و پنجم باری- سبحانه-، و تعالی عما یقول الظالمون علوا کبیرا. (او گفته است که هیولی مطلق جزوها بوده است …
- بخش ۱۹ - قول هشدهم- اندر لذات و اثبات آن ناصرخسرو قبادیانی… ز نگرستن سوی نور لذت یابد و لیکن چو مر نور را بسیار بیند، از دیدار تاریکی و چشم فراز آوردن نیز لذت یابد. و این سخن باز پسین او همی نقض کند مر آن مقدمه را که به آغاز مقالت گفت: لذت نباشد مگر بر اثر رنج و لذت نباشد مگر به …
- حکایت جلال الدین محمد مولوی… یز که با چیز یار شود او دو شود. این حقیقت جفتی است که چون با او باشی، یکی باشی و چون بی اوباشی، دو دو باشی، سه سه باشی، چهار چهار باشی و مثال این روح است با تن که تا روح در تن است، همه اجزای متفرق یک نفساند، چون از او ر …
