جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۹۳ از ۴۲۱
- بخش ۴۴ - صفت شهر قاهره ناصرخسرو قبادیانی… که بایدش خانه خود باز تواند شکافت و عمارت کردکه هیچ مضرتی به دیگری نرسد. و چون از شهر قاهره سوی مغرب بیرون شوی جوی بزرگی است که آن را خلیج گویند و آن را خلیج را پدر سلطان کرده است و او را بر آن آب سیصد دیه خالصه است. و …
- بخش ۳۶ - صف بیست و هشتم ناصرخسرو قبادیانی… که عقل را بکار بندد اندر پرسش خدای و عبادت بر بصیرت کند به ثواب ابدی رسد و هر که عقل را ضایع کند و کار بی دانش کند به آتش جاویدی رسد. و اما شهادت عقلهای جزئی بر آنک عقل کلی نخست پدید آورده است به جود باری سبحانه آنست که: …
- شمارهٔ ۱۳۷ - در وصف خاک مقدسی که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده بود خاقانی شروانیحاسدانم چون هدف بین کاغذین جامه که منتیر شحنه از پی امن شبان آوردهام
- فصل سی و هشتم - حسامالدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد جلال الدین محمد مولویحسامالدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد و با ایشان صحبت کند بحّاثی عظیم بود هرجا که رفتی و نشستی به جدّ بحث و مناظره کردی، خوب کردی و خوش گفتی اما چون با درویشان مجالست کرد آن بر دل او سرد شد. نبُرّد عشق را جز ع …
- فصل نوزدهم - فرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب جلال الدین محمد مولوی… ی، هرگه که شهوت غالب میشود پیش وی میروم». به این طریق حمیّت را و حسد و غیرت را از خود دفع میکن تا هنگام آن که ورای این تقریر، ترا لذّت مجاهده و تحمّل رو نماید و از محالات ایشان تو را حالها پدید شود. بعد از آن بی آ …
- بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن جلال الدین محمد مولویترسد ار آید رضا خشمش رودانتقام و ذوق آن فایت شود
- بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه جلال الدین محمد مولویروح زیبا چونک وا رست از جسداز قضا بی شک چنین چشمش رسد
- فصل بیست وچهارم - شخصی درآمد فرمود که محبوب است جلال الدین محمد مولوی… اوّل میزاید از خر بترست، دست در نجاست میکند و به دهان میبرد تا بلیسد مادر او را میزند و منع میکند؛ خر را باری نوعی تمیز هست، وقتی که بول می کند پایها را باز میکند تا بول برو نچکد چون آن طفل را که از خر بترست حق ت …
- بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را جلال الدین محمد مولویآن خضرجان کز اجل نهراسد اوشاید ار مخلوق را نشناسد او
- بخش ۱۵ ابوالقاسم فردوسیگر از دشمنت بد رسد گر ز دوستبد و نیک را داد دادن نکوست
- بخش ۱۵ ابوالقاسم فردوسیسدیگر زدم بر میان زفرشبرآمد همی جوی خون از جگرش
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسینباید که بر هیچ درویش رنجرسد گر بر آنکس بود نام و گنج
