جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۳۹۵ از ۱٬۵۰۱
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیجوانی خردمند از فنونِ فضایل حظّی وافر داشت و طبعی نافر. چندان که در محافلِ دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی. باری پدرش گفت: ای پسر! تو نیز آنچه دانی، بگوی. گفت: ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.
- شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیگر سِفله به مال و جاه از آزاده بهاست،سگ نیز به صید از آدمیزاده بهاست
- شمارهٔ ۳ سعدی شیرازینکند هرگز اهل دانش و داددل مردم خراب و گنج آباد
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیروزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوهای سست مانده.
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیوقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم؛ دلآزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟
- حکمت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیمُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد. پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاجترند که خردمندان به قربت پادشاهان.
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیسَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازییکی را از حکما شنیدم که میگفت: هرگز کسی به جهلِ خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد، هم چنان ناتمام گفته، سخن آغاز کند.
- شمارهٔ ۷ سعدی شیرازییکی را دیدم اندر جایگاهیکه میکاوید قبر پادشاهی
- شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیچند باشد چو جِسرِ بغدادشآب در زیر و آدمی در پشت؟
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازییکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همیگفت: ای پسر! چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزیست اگر به روزیده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی.
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیگفتم: دریغ آمدم که دیدهٔ قاصد به جمال تو روشن گردد و من محروم.
