جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴۰۷ از ۵۰۴
- بخش ۱۵ - ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه عطار نیشابوری… دیاست که از خوف خدای چگر او خون شده است و پاره پاره از مثانه بیرون میآید. پس آن طبیب ترسا گفت در دینی که چنین مردی بود آن دین باطل نبود.
- بخش ۱ - فی التوحید باری عز اسمه عطار نیشابوریگر ترش تیزی کند وآید به زورتلخیش نکند ز شیرینی و شور
- بخش ۴۹ - ذکر ابن عطا قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوریو گفت: نشاید که بنده التفات کند و بر صفات فرود آید.
- بخش ۴ - ذکر مالک دینار رحمة الله علیه عطار نیشابوریگفت: رسد، ولکن طغاری و جاروبی ساخته ام، چون چیزی بدین جانب آید آن را بردارم و بشویم.
- بخش ۲۲ - اندر خواص ماه ناصرخسرو قبادیانی… ین چیزهاء خام که مژهها و رنگها و بویها گوناگوناندر آن همی بدین حکمت آید که میان این آب سردوتر که نور ماه است و میان این آتش گرم و خشک که نور آفتاب است همی پخته شوند، و این معنیها از (مژه) و رنگ و بوی و جز آناندر ح …
- گفتار سی ام ناصرخسرو قبادیانی… ر حد است چون حجت و داعی و ماذون و مستجیب یعنی چون ناطق بمرتبت پیغمبری آید و از پنج حد علوی نصیب خویش بیابد چاریکی مر اهل دعوت را بیرون کند.
- فصل دهم - اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ گفتیست جلال الدین محمد مولوی… و او را جهد نمانَد و فعل و حرکت نمانَد غرق آب باشد هر فعلی را که ازو آید آن فعل او نباشد فعل آب باشد اگر هنوز در آب دست و پای میزند او را غرق نگویند یا بانگی میزند که آه غرق شدم این را نیز استغراق نگویند. آخر این «اَن …
- بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسیبدانسان بیامد بدان رزمگاهکه باد اندر آید ز کوه سیاه
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیکه از تو بَد آید بدین سان که هستنینداختم اخترت را ز دست
- بخش ۲۹ - جواب دادن ابلیس آن شخص سؤال کننده را عطار نیشابوریمرا چه غم اگر آید عذابمدمادم آید از جانان خطابم
- بخش ۳ - در اشاره به کتب و تألیفات خود فرماید عطار نیشابوریمقیّد ماندهام در دست اطفالیکان وقتی بدرد آید مرا حال
- بخش ۱۲ - ذکر بشر حافی رحمة الله علیه عطار نیشابورینقل است که بشر خواست که شبی به خانه درآید. یک پای در آستانه نهاد و یک پای بیرون خانه نهاد، و تا روز همچنان ایستاده بود و متحیر و شوریده؛ و گویند نیز که در دل خواهرش افتاد که امشب بشر مهمان تو خواهد بود. در خانه برفت و آب …
