جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۴۱۸ از ۱٬۵۰۱
- رباعی شمارهٔ ۳۶۳ جلال الدین محمد مولویروزیکه دلم ز بند هستی برهددر کتم عدم چه عشقها خواهم باخت
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ جلال الدین محمد مولویآمد رمضان به خدمتِ دلوان کَش که دل آفرید با ماست
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ جلال الدین محمد مولویما مات تویم شمس تبریزصد خدمت و صد سلام از مات
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ جلال الدین محمد مولویآن ره که بیامدم کدامستتا بازروم که کار خامست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۵ جلال الدین محمد مولویگفتم که شدم خوار و زبون و تلفتگفت از تلف منست عزو شرفت
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ جلال الدین محمد مولویخدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیستخدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ جلال الدین محمد مولویگر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمانچون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۰ جلال الدین محمد مولویتا باز آمد به عذر دیدم ز دمشکانجا ز برای من ابائی میپخت
- رباعی شمارهٔ ۳۹۲ جلال الدین محمد مولویبیگانه نظر کرد بهر سو چپ و راستگفتند دمی نظر بکن بیچپ و راست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۵ جلال الدین محمد مولویگفتند در این میان نگنجد موئیمن موی شدم از آن مرا گنجانیست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۳ جلال الدین محمد مولویما را بدم پیر نگه نتوان داشتدر خانهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ جلال الدین محمد مولویور تو گویی چرخ میگردد به کار نیک و بدچرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
