جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۴۶۰ از ۸۳۵
- بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود جلال الدین محمد مولویگر سخنکش یابم اندر انجمنصد هزاران گل برویم چون چمن
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویچشمت ضعیف میشود از قرص آفتابصد همچو آفتاب ضعیف از لقای او
- بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ جلال الدین محمد مولویچشم من پرست و سیرست و غنیاز دو صد خورشید دارد روشنی
- بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار جلال الدین محمد مولویلیک حق اصحابنا اصحاب رادر گشاد و برد تا صدر سرا
- بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن جلال الدین محمد مولویقدر فندق افکنم بندق حریقبندقم در فعل صد چون منجنیق
- بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود جلال الدین محمد مولویبانگ میزد کای امیر آخر چرا؟قصد من کردی تو نادیده جفا؟
- اول جلال الدین محمد مولویآن چشم شوخش را نگر مست از خرابات آمدهدر قصد خون عاشقان دامن کمر اندر زده
- بخش ۶۳ - مثل جلال الدین محمد مولوینگذری زین بعد سیصد ساله توتا که داری عشق آن گوساله تو
- بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ جلال الدین محمد مولویکه خلیفه داد ده خلعت مراکه قرینش باد صد مدح و ثنا
- سیام جلال الدین محمد مولویبه هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیردچنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
- بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق جلال الدین محمد مولویصد هزاران بار ای صدر فریدز آرزوی گوش تو هوشم پرید
- بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضلترست و عزیزتر و شریفتر و مکرمتر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او جلال الدین محمد مولویصد هزاران آفرین بر جان اوبر قدوم و دور فرزندان او
