جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۷۳ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز جلال الدین محمد مولویتا زبانم چون ترا نامی نهدچشم ازین دیده گواهیها دهد
- بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم جلال الدین محمد مولویآنک از وی فایده زاییده شدچون نبیند آنچ ما را دیده شد
- بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد جلال الدین محمد مولوینوگیاهی رسته دیدی اندروپس بگفتی نام و نفع خود بگو
- بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره جلال الدین محمد مولویکسب شکرش را نمیدانم ندیدتا کشد رزق خدا رزق و مزید
- بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست جلال الدین محمد مولویآن یکی جودش گدا آرد پدیدو آن دگر بخشد گدایان را مزید
- بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامههاش را هم دزدیدند جلال الدین محمد مولویبر سر چاهی بدید آن دزد راکه فغان میکرد کای واویلتا
- بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بیمشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوههای تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ جلال الدین محمد مولویآن یکی درویش گفت اندر سمرخضریان را من بدیدم خواب در
- فصل شصت و هشتم - میان بنده و حق حجاب همين دو است و باقی حجب ازین دو ظاهر میشود جلال الدین محمد مولوی… آغاز میکند که «یااللّه یااللّه» و به حق، همراز و همسخن میگردد؛ پس دیدی که صحّت حجابِ او بود. و حقّ، زیر آن درد پنهان بود. و چندانک آدمی را مال و نوا هست اسبب مرادات مهیّا میکند و شب و روز به آن مشغول است؛ همین که بی …
- بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سبا جلال الدین محمد مولویگفت حمدالله برین و صد چنینکه بدیدستم ز رب العالمین
- بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست جلال الدین محمد مولویبتشکستن سَهل باشد نیک سهلسهل دیدن نفس را جَهلست جهل
- بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درخت جلال الدین محمد مولویچون برون رفتند سوی آن درختگفت دستش را سپس بندید سخت
- بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره جلال الدین محمد مولویبیخبر بودند از جان آن گروهکوه را دیده ندیده کان به کوه
