جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۴۸۹ از ۸۳۵
- بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله اقبال لاهوریهمت تو چون خیال من بلندملت صد پاره را شیرازه بند
- بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود اقبال لاهوریمرد رهرو را به منزل راه نیستاز مقاصد جان او آگاه نیست
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوی… اشد مثلاً این بنّا که خانه ساخت آخر او لطیفتر باشد ازین خانه زیرا که صد چنین و غیر این بنّایی کارهای دیگر و تدبیرهای دیگر که یک به یک نماند آن مرد بنّا تواند ساختن پس او لطیفتر باشد و عزیزتر از بِنی امّا آن لطف در نظر …
- بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا جلال الدین محمد مولویاین نشانها گویدش همچون شکراین چه باشد صد نشانی دگر
- بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله جلال الدین محمد مولویکه از آن سو جملهٔ ملت یکیستصد هزاران سال و یک ساعت یکیست
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولویاندرو یک خیر و یک توفیق نهجز که آزار دل صدیق نه
- بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو جلال الدین محمد مولویخم شکسته آب ازو ناریختهصد درستی زین شکست انگیخته
- بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی جلال الدین محمد مولویآن گروهی کز فقیری بیسرندصد جهت زان مردگان فانیتراند
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولوی… ند که پادشاهی بود و او را بندهای بود خاصّ و مقرّب عظیم. چون آن بنده قصد سرای پادشاه کردی اهل حاجت قصّهها و نامهها بدو دادندی که بر پادشاه عرض دار. او آنرا در چرمدان کردی، چون در خدمت پادشاه رسیدی تاب جمال او برنتافتی …
- بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعتگری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ جلال الدین محمد مولویصد هزاران صفع را ارزانیمگر زبون صفعها گردانیم
- بخش ۶۹ ابوالقاسم فردوسیهزار و صد و بیست استاد بودکه کردار آن تختشان یادبود
- بخش ۲۰ ابوالقاسم فردوسیز دینار چینی ز بهر نثاربیاورد فغفور چین صد هزار
