جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۴۹۴ از ۵۲۵
- فصل چهل و نهم - گفت ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم جلال الدین محمد مولوی… وا آورد و روستایی به اشتها بخورد آن را گفت: «ای شهری! من شب و روز به گزر خوردن آموخته بودم این ساعت طعم حلوا چشیدم؛ لذّت گزر از چشمم افتاد اکنون هر باری حلوا نخواهم یافتن، و آنچ داشتم بر دلم سرد شد چه چاره کنم؟» چون روست …
- بخش ۴۷ ابوالقاسم فردوسیبد آمد بدین خاندان بزرگهمه میش گشتیم و دشمن چو گرک
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیبزرگان ایران بدان بزمگاهشدند انجمن نامور یک سپاه
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیبه ایران ار ایدون که سهراب گردبیاید نماند بزرگ و نه خرد
- بخش ۱۲ ابوالقاسم فردوسیبشد آسیابان دو دیده پرآببه زردی دو رخساره چون آفتاب
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیچنین گفت گودرز و گیو و سرانبزرگان و تیمارکش مهتران
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسییکی کار بایدش کردن بزرگکه خوانندش ایدر بزرگان سترگ
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیگوی بر منش نام او اهرناز تخم بزرگان رویین تنا
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیز اندوه باشد رخ مرد زردبه رامش فزاید تن زادمرد
- بخش ۱۵ ابوالقاسم فردوسیزره خواست و پوشید زیرقبایز درگاه باسپ اندر آورد پای
- بخش ۳۰ ابوالقاسم فردوسیز بهر نیا دل پر از درد کنبرآشوب و رخسارگان زرد کن
- بخش ۲۴ ابوالقاسم فردوسیز پیکان همی آتش افروختندبه بر بر زره را همی دوختند
