جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۵۱۸ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویمن شنوده بودم از وامش خبربسته بهر او دو سه پاره گهر
- بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره جلال الدین محمد مولویزن دو شمع و نقل مجلس راست کردگفت ما مستیم بی این آبخورد
- بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام جلال الدین محمد مولویهین سگ نفس ترا زنده مخواهکو عدو جان تست از دیرگاه
- بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار جلال الدین محمد مولویدو مه و سه ماه مهمانش بُدیبر دکان او و بر خوانش بُدی
- بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را جلال الدین محمد مولویمن دو بنده دارم و ایشان حقیروآن دو بر تو حاکمانند و امیر
- بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود جلال الدین محمد مولویجادوی کردت کسی یا سیمیاست؟یا خلافِ طبع تو از بخت ماست؟»
- بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی جلال الدین محمد مولویحرفهای خط او کژمژ بودمزمن عقلست اگر تن میدود
- بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت جلال الدین محمد مولویهرچه غیر شورش و دیوانگیستاندرین ره دوری و بیگانگیست
- بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ جلال الدین محمد مولویهر که را باشد وظیفه چار ناندو خورد یا سه خورد هست اوسط آن
- بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق جلال الدین محمد مولویعشق دان ای فُندُقِ تن دوستتجانت جُویَد مغز و کوبد پوستت
- بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن جلال الدین محمد مولوینالم ایرا نالهها خوش آیدشاز دو عالم ناله و غم بایدش
- هفتم جلال الدین محمد مولویما خرقها همه بفکندیم پارسالجانها دریغ نیست چه جای دو سه قبا »
