جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۲۱ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم جلال الدین محمد مولویآل موسی کو دریغا تاکنونعابدان عجل را ریزند خون
- بخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام جلال الدین محمد مولویگفت بخشیدم بدو ایمان نعمور تو خواهی این زمان زندهش کنم
- بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم جلال الدین محمد مولویآب صافی در گِلی پنهان شدهجان صافی بستهٔ ابدان شده
- بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی جلال الدین محمد مولوییا حریص االبطن عرج هکذاانما المنهاج تبدیل الغذا
- بخش ۲۸ - حکایت جلال الدین محمد مولویتا بدین شیوه همه جمع آمدندگردن ایشان بدین حیلت زدند
- بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره جلال الدین محمد مولویبعد از آن گفتش بدان در مملکهنهی لا تلقوا بایدی تهلکه
- بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامههاش را هم دزدیدند جلال الدین محمد مولویچونک آگه شد دوان شد چپ و راستتا بیابد کان قج برده کجاست
- بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بیمشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوههای تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ جلال الدین محمد مولویآن یکی درویش گفت اندر سمرخضریان را من بدیدم خواب در
- بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سبا جلال الدین محمد مولویگفت حمدالله برین و صد چنینکه بدیدستم ز رب العالمین
- بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان جلال الدین محمد مولویگر مرا خود قوت رفتن بدیخانهٔ خود رفتمی وین کی شدی
- بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال را جلال الدین محمد مولویآنک شد موجود از وی هر عدمگر بدارد باقیش او را چه کم
- بخش ۱۴۲ - حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان را جلال الدین محمد مولویباز ایمان خود گر ایمان شماستنه بدان میلستم و نه مشتهاست
