جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر عطار · صفحهٔ ۵۶ از ۱۰۰
- بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید عطار نیشابورینمود او را کُشم من چند بارشدراندازم نهان در سوی دارش
- بخش ۸۴ - در سؤال کردن مرید از حضرت شیخ که شیطان مرا زحمت میدهد و جواب دادن شیخ مرید را فرماید عطار نیشابوریچرا چندین تو در بند خلایقشدستی دور و ماندستی ز خالق
- بخش ۲۵ - رسیدن سالك با پرده پنجم عطار نیشابوریمن درین پرده ترا پرده درمچند داری اندرین پرده درم
- بخش ۱۳ - ذکر ذالنون مصری رحمة الله علیه عطار نیشابورییک روز مردی با او مناظره میکرد که: روزی به سبب کسب است. او نذر کرد که من هیچ نخورم که در او سبب کسب مخلوقات بود. چند روز برآمد، هیچ نخورد. حق تعالی زنبوران را فرستاد که گرد او میپریدند و او را انگبین میدادند.
- بخش ۷۴ - ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمةالله علیه عطار نیشابوری… مخلوقی مینپسندی که با خلعت تو بیادبی کنند و معلومست که قدر خلعت تو چند بود پادشاه عالم مراخلعتی داده است از دوستی و معرفت خویش که هرگز کی پسندد که من آنرا به خدمت مخلوقی دستمال کنم پس برون آمد و به مجلس خیرنساج شد و و …
- بخش ۱۱ - ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه عطار نیشابوری… علیه به زیارت آن غار رفته بود گفت: سبحان الله! اگر این غار پرمشک بودی چندین بوی ندادی که جوانمردی به صدق روزی چند اینجا بوده است، این همه روح و راحت گذاشته.
- بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن عطار نیشابورینه چندانی بزرگی بود او راکه بتوان گفت شرحی زود او را
- بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید عطار نیشابوریایا عطّار تا چندین چگوئیخدا با تست دیگر می چه جوئی
- بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریولی چندان ترا اینجا خیال استکجا یابی که آنجاگه وصالست
- بخش ۴۲ - ذکر جنید بغدادی قدس اللّه روحه العزیز عطار نیشابوری… الا گرفت و آوازه او به همه عالم رسید و درهرچه او را امتحان کردند هزار چندان بود و در سخن آمد.
- بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند عطار نیشابوریدم ذات خدا داری تو در جانوجود خویشتن چندین مرنجان
- بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) عطار نیشابوریاز او زن دم که آدم این بدیدهستمگو چندین که او چندین پدیدهست
