جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۶ از ۷۰۴
- رباعی شمارهٔ ۴۱۷ جلال الدین محمد مولویمن بندهٔ آن کسم که بیماش خوش استجفت غم آن کسم که تنهاش خوش است
- رباعی شمارهٔ ۴۵۳ جلال الدین محمد مولویما را غم آن یار چرا باید خوردکو را خر لنگ و اسب رهوار یکیست
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ جلال الدین محمد مولویدلا خوش گزیدی غم شمس تبریزگزیده کسی را گزیدی که نوشت
- رباعی شمارهٔ ۵۲۷ جلال الدین محمد مولویاز نیکی تو طبع بداندیش نماندنی غصه و نی غم نه کم و بیش نماند
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ جلال الدین محمد مولویدل نشناسم، چه بود؟ جان و بدن تا برودغم نخورم، غم نخورم، غم نخورم تا چه شود؟
- رباعی شمارهٔ ۵۶۷ جلال الدین محمد مولویاین صورت آدمی که درهم بستندنقشی است که در تویلهٔ غم بستند
- غزل شمارهٔ ۵۸۴ جلال الدین محمد مولویز خودبینی جدا گشته پر از عشق خدا گشتهز مالشهای غم غافل به مالنده عبر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۸۵ جلال الدین محمد مولویهلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدینشاطی میدهد بیغم قبولی میکند بیرد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۴ جلال الدین محمد مولویجان محرم درگاه همی باید برددل پر غم و پر آه همی باید برد
- غزل شمارهٔ ۶۲۵ جلال الدین محمد مولویغم گرچه بود دشمن گو بد سر او با منبا مرغ دلم گوید کو دام کجا دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۸ جلال الدین محمد مولویچون جان و جگر سوخت تمام از غم توآنگه سخنان جانفزای تو چه سود
- رباعی شمارهٔ ۶۵۷ جلال الدین محمد مولویبگذار که تا این گل و گلزار خوردتا چند چو اشتران ز غم خار خورد
