جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۶۸ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۹ جلال الدین محمد مولویور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کنددر مگشای ای صنم کز دل و جان تو برتری
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ جلال الدین محمد مولویگرچه به بتکده دلم هر نفسی است صورتینیست و نباشد و نبد چون رخ تو مصوری
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ جلال الدین محمد مولویچو با دل یار غاری تو چراغ چار یاری توفقیر ذوالفقاری تو از آن خنجر چه اندیشی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۵ جلال الدین محمد مولویاگر من بشکنم جامی و یا مجلس بشورانممگیر از من منم بیدل توی فرزانه ای ساقی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ جلال الدین محمد مولویمگردانید با دلبر به حق صحبت و یاریهر آنچ دوش میگفتم ز بیخویشی و بیماری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ جلال الدین محمد مولوینهی بر فرق جان تاجی بری دل را به معراجیز دو کونش برافزایی که سبحان الذی اسری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ جلال الدین محمد مولویبرآور دودها از دل به جز در خون مکن منزلفلک را از فلک بگسل که جان آتش اندامی
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۴ جلال الدین محمد مولویچو اشتر را ندید از غم بخفت اندر کنار رهدلش از حسرت اشتر میان صد پریشانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۷ جلال الدین محمد مولویز زلف جعد چون سلسل بشد این حال من مشکلمیان موج خون دل مرا تا چند بنشانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ جلال الدین محمد مولویدل ایمان ز تو شادان زهی استاد استادانتو خود اسلام اسلامی تو خود ایمان ایمانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ جلال الدین محمد مولویکجا شد عهد و پیمانی که میکردی نمیگوییکسی را کو به جان و دل تو را جوید نمیجویی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ جلال الدین محمد مولویبخند ای دوست چون گلشن مبادا خاطر دشمنکند شادی و پندارد که دل زین بنده برکندی
